مقاله بررسي توده بازيك ژوراسيك پاياني ـ كرتاسه زيرين شمال شاهرود با تاكيد بر شواهد بافتي، كاني شناسي که چکیده‌ی آن در زیر آورده شده است، در پاييز ۱۳۸۹ در علوم پايه (دانشگاه آزاد اسلامي واحد علوم تحقيقات) از صفحه ۵۱ تا ۶۲ منتشر شده است.
نام: بررسي توده بازيك ژوراسيك پاياني ـ كرتاسه زيرين شمال شاهرود با تاكيد بر شواهد بافتي، كاني شناسي
این مقاله دارای ۱۲ صفحه می‌باشد، که برای تهیه‌ی آن می‌توانید بر روی گزینه‌ی خرید مقاله کلیک کنید.
کلمات مرتبط / کلیدی:
مقاله گابرو
مقاله بافت كومولايي و دانه اي
مقاله كاني هاي اوليوين
مقاله ارتو و کلينوپيروكسن
مقاله پلاژيوكلاز
مقاله لاكوليت
مقاله ژوراسيک پاياني_ کرتاسه زيرين

نویسنده(ها):
جناب آقای / سرکار خانم: رباطيان مسعود

چکیده و خلاصه‌ای از مقاله:
مقدمه: چند توده بازيک نفوذي در شمال خاوري ايران در پهنه هاي البرز خاوري و گرگان رشت قرار گرفته است. اين پلوتونيسم كه براي نخستين بار در اينجا معرفي مي گردد طي ژوراسيك پاياني كرتاسه زيرين به وقوع پيوسته است.
هدف: بررسي شواهدي كه بتواند منشا و چگونگي پديدار شدن اين توده هاي نفوذي را نشان دهد هدف اين طرح مي باشد.
روش بررسي: به منظور تحقق هدف مطالعات كاربرد چند روش الزامي است. تهيه مقاطع نازك ميكروسكپي به تعداد لازم براي بررسي شواهد بافت، ساخت و تركيب كاني شناسي و پتروگرافيك، انجام تجزيه شيميايي به روشXRF ، آناليز راديوايزوتوپي براي تعيين سن دقيق سنگهاي مورد بررسي به روش پتاسيم_ آرگون از جمله روش هاي بررسي بوده است. بدين ترتيب نخست مقاطع نازك ميكروسكپي به وسيله ميكروسكپ با نور پلاريزه مطالعه شد. سپس برخي نمونه هاي سنگي تجزيه شيميايي شده و نتايج آنها مورد تجزيه و تحليل قرار گرفت. براي تعيين سن دقيق نيز سنگهاي مورد مطالعه به روش طيف سنجي جرمي مورد آناليز قرار گرفت.
نتايج: توده هاي سنگي مورد بررسي در درون سازند شمشک نفوذ کرده و از نظر سنگ شناسي نيز بازيک اند كه شامل گابرو، گابرونوريت، گابروديوريت و گابرومونزونيت به ترتيب اهميت و فراواني آن ها مي باشد. کاني هاي اصلي اين سنگ ها شامل اوليوين، ارتو و کلينوپيروکسن، پلاژيوکلاز که معمولا کلسيک مي باشد و کاني هاي فرعي به ترتيب درصد فراواني شامل: فلدسپارپتاسيم (که در مونزوگابرو فراواني بيشتري حتي نسبت به پلاژيوکلازها از خود نشان داده اند)، آپاتيت، مگنتيت، آمفيبول (که در مونزوگابروها و در بافت هاي پگماتوئيدي فراوان ترند)، کوارتز و زيرکن هستند. از نظر بافت در چند مورد در گابرونوريت ها بافت کومولايي ادکومولا و در بقيه موارد بافت هاي دانه اي، افيتيک، ساب افيتيک، اينترگرانولار، اينترسرتال و بعضا پگماتيتي تشکيل شده است که فاقد هرگونه منطقه بندي و آلتراسيون مي باشند. توده نفوذي مزبور به لحاظ مکانيسم نفوذ و شکل از نوع لاکوليت مي باشد و با توجه به ترکيب کاني شناسي و سکانس تبلور کاني ها و نيز توالي و سري کاني شناسي قابل مقايسه با پلوتونيسم کالکوآلکالن است. سن دقيق اين توده هاي نفوذي ۱۲۶٫۴ تا ۱۴۵٫۶ ميليون سال پيش را به روش پتاسيم_ آرگون (سنگ كل) نشان مي دهد (ژوراسيك پاياني –كرتاسه زيرين) كه مربوط به حركات تكتونيكي آلپ آغازين مي باشد.
نتيجه گيري: توده نفوذي مورد بحث با سن ژوراسيک پاياني_ کرتاسه زيرين مربوط به يک ماگماتيسم با ماهيت كالكوآلكالن است که در طول يک كمربند از ترکيه و قفقاز (در باختر)، تا منطقه بند بيان افغانستان (در خاور) به وقوع پيوسته است. در برخي نقاط اين كمربند، فعاليت هاي زمين شناختي به صورت فوران هاي ولكانيك نيز پديدار شده اما بيشتر به صورت پلوتونيسم گزارش شده است. با توجه به قرار گرفتن توده هاي مورد مطالعه در اين كمربند ولکانوپلوتونيسم مي توان چنين عنوان نمود که توده هاي نفوذي مورد بحث طي ولکانوپلوتونيسم ژوراسيک- پاياني_ کرتاسه زيرين تشکيل شده اند.