مقاله بررسي جامعه شناختي ارتقا علمي زنان هيات علمي دانشگاه آزاد اسلامي واحد تهران مركزي و شناخت موانع، مشكلات آنها که چکیده‌ی آن در زیر آورده شده است، در پاييز ۱۳۸۸ در پژوهش نامه علوم اجتماعي از صفحه ۷ تا ۲۲ منتشر شده است.
نام: بررسي جامعه شناختي ارتقا علمي زنان هيات علمي دانشگاه آزاد اسلامي واحد تهران مركزي و شناخت موانع، مشكلات آنها
این مقاله دارای ۱۶ صفحه می‌باشد، که برای تهیه‌ی آن می‌توانید بر روی گزینه‌ی خرید مقاله کلیک کنید.
کلمات مرتبط / کلیدی:
مقاله ارتقا علمي
مقاله زنان
مقاله زنان هيات علمي
مقاله موانع

نویسنده(ها):
جناب آقای / سرکار خانم: مهدوي سيدمحمدصادق
جناب آقای / سرکار خانم: لطيفي روح انگيز

چکیده و خلاصه‌ای از مقاله:
طرح مساله: يکي از نابرابريهايي که در عرصه علم قابل توجه است مقوله جنسيت مي باشد که به موقعيت حاشيه اي زنان در اين عرصه منجر شده است، تاريخچه حضور زنان نشان مي دهد که در بسياري از موارد حضور زنان يا ناديده انگاشته شده و يا اهميتي بسيار کمتر از مردان داشته است. در ايران نيز شواهد حاکي از اين است که وضعيت زنان در سطوح مختلف آموزش عالي به موقعيت زنان دانشگاهي در ساير نقاط دنيا شبيه است، علي رغم افزايش تعداد زنان در دانشگاه ها مي بينيم که تعداد زنان در مقطع کارشناسي ارشد و دکتراي (خصوصا) با کاهش چشمگيري روبرو است. اين مطالب در مورد تعداد زنان هيات علمي نيز صادق است، آمار موسسه آموزش عالي نشان مي دهد که از ميان ۷۹۶۱۷ نفر (۶۵٫۲۲ درصد)، اعضا هيات علمي تمام وقت و حق التدريس دانشگاه ها و موسسات آموزش عالي تنها ۱۸٫۲۵ درصد به زنان اختصاص دارد و ۸۱٫۷۵ درصد به مردان اختصاص دارد. اين پژوهش قصد دريم به بررسي جامعه شناختي ارتقا علمي زنان هيات علمي واحد تهران مرکزي و موانع و مشکلات آنان بپردازيم.اين پژ‍وهش از حيث هدف كاربردي و از حيث روش، توصيفي (همبستگي) است كه شامل كليه اساتيد خانم دانشگاه آزاد اسلامي واحد تهران مركز مي باشد و نمونه آماري آن در مجموع شامل۳۰۰  نفر استاد خانم مي باشد. که با روش نمونه گيري تصادفي ساده انتخاب شده بودند. گردآوري داده ها بر اساس پرسشنامه هاي اطلاعات زمينه اي و آزمون هاي محقق ساخته (۳۰ سوال) انجام شد. داده هاي پژوهش با بهره گيري از شاخص آمار توصيفي و آزمون همبستگي پيرسون تحليل شدند.
يافته ها: يافته ها نشان داد که بين متغير ارتقا علمي اساتيد خانم دانشگاه آزاد واحد تهران مرکز با پايگاه اقتصادي -اجتماعي خانواده (ضريب
۰٫۰۳)، ساختار سازماني (ضريب ۰٫۰۲)، علاقه مندي به رشته تحصيلي مشغول به تدريس (ضريب ۰٫۲۹)، آشنايي با آيين نامه ها و بخشنامه هاي پژوهشي (ضريب ۰٫۰۳۱)، ميزان آشنايي با اينترنت و فضاهاي مجازي (ضريب ۰٫۰۱۹)، ميزان آشنايي با زبانهاي خارجي (ضريب ۰٫۰۲۴)، ويژگي هاي تحصيلي و تجربي  (ضريب ۰٫۰۲۴)، و ويژگي هاي جمعيتي و اجتماعي (ضريب ۰٫۰۰ درصد) رابطه مثبت و مستقيم وجود دارد.
نتايج: با توجه به يافته هاي بدست آمده که در بالا ذکر شد نتايج نشان مي دهد که وضعيت زنان چه در دانشگاه و چه در ساير جايگاه هاي اجتماعي – در عين مساله آميز بودن، روز به روز ارتقا پيدا مي کند؛ آگاهي هاي زنان نسل جديد از وضعيت خود روز به روز در حال افزايش است. بنابراين به نظر مي رسد که به جاي تاکيد و پافشاري بر تدابير حمايتگرانه افراطي معطوف به جنسيت زنان، بهتر اين باشد که در فرآيندهاي تصميم سازي و سياست گذاري هاي فرهنگي، طرز تلقي ها فراتر از سوگيري هاي جنسيتي باشد، افراد، خواه مرد و خواه زن، بدون اصل قرار گرفتن جنسيت شان، به مثابه انساني واجد کرامت، حقوق و تکاليف در نظر گرفته شوند، اين امر مستلزم تعميق و بسط نگاهي فراجنسيتي در رده هاي تصميم گيرنده سازماني در نهاد دانشگاه است که در آن به جاي اولويت دادن به جنس خاصي بر توانايي ها و شايستگي هاي افراد براي کسب يا تصدي مدارج علمي و مناصب مديريتي و اجرايي تاکيد گردد.