مقاله بررسي زير گروههاي لنفوسيتهاي خون محيطي در بيماران مبتلا به ويتيليگو که چکیده‌ی آن در زیر آورده شده است، در زمستان ۱۳۸۸ در مجله دانشکده پزشکي دانشگاه علوم پزشكي مشهد از صفحه ۱۹۸ تا ۲۰۲ منتشر شده است.
نام: بررسي زير گروههاي لنفوسيتهاي خون محيطي در بيماران مبتلا به ويتيليگو
این مقاله دارای ۵ صفحه می‌باشد، که برای تهیه‌ی آن می‌توانید بر روی گزینه‌ی خرید مقاله کلیک کنید.
کلمات مرتبط / کلیدی:
مقاله ويتيليگو
مقاله فلوسيتومتري
مقاله لنفوسيت
مقاله خون محيطي

نویسنده(ها):
جناب آقای / سرکار خانم: طيبي ميبدي ناصر
جناب آقای / سرکار خانم: جاويدي زري
جناب آقای / سرکار خانم: محمودي محمود
جناب آقای / سرکار خانم: ملكي مسعود
جناب آقای / سرکار خانم: ناهيدي يلدا
جناب آقای / سرکار خانم: افضل آقايي منور
جناب آقای / سرکار خانم: صفايي بيتا
جناب آقای / سرکار خانم: ابراهيمي راد محمد

چکیده و خلاصه‌ای از مقاله:
مقدمه: ويتيليگو يك بيماري اكتسابي با شيوع ۱ تا ۲ درصد است كه با از دست رفتن رنگدانه پوستي و به صورت لكه هايي سفيد رنگ تظاهر مي كند. از نظر هيستولوژي، مهم ترين تغيير در ويتيليگو نبود ملانوسيت ها در محل اتصال درم و اپيدرم است. مكانيسم هاي اتوايميون با يك استعداد ژنتيكي زمينه اي محتمل ترين علت ويتيليگو است اين مطالعه به منظور فهم دقيق تر چگونگي اختلال ايمني در اين بيماران ودر جهت آشكار ساختن بيشتر پاتوژنز بيماري انجام شده است.
روش كار: در اين مطالعه كه به روش مورد شاهدي انجام شد، ۲۹ بيمار مبتلا به ويتيليگوكه در عرض شش ماه گذشته هيچ گونه درماني دريافت نكرده بودند به علاوه ۲۱ فرد شاهد سالم ارزيابي شدند. از تمام افراد مورد مطالعه پس از كسب شرح حال و معاينه كامل چهار ميلي ليتر خون گرفته شد. خون حاصله پس از انجام شمارش مطلق لكوسيتي به روش فلوسيتومتري با اندازه گيري ماركرهاي سطحي CD3, CD4, CD8, CD19, CD16, CD56, CD25 بررسي شد و درصد گروههاي مختلف لنفوسيتي يعني كل لنفوسيت هايT ، لنفوسيت هاي T ياريگر و سيتوتوكسيك، لنفوسيت هايB ، سلول هاي كشنده طبيعي و سلول هاي تنظيم كننده ايمني در خون اين بيماران مشخص شد. سپس اين مقادير در زير گروههاي باليني مختلف بيماري ويتيليگو با يكديگر و افراد شاهد مقايسه گرديد. اطلاعات حاصله با كمك نرم افزار SPSS ويرايش ۱۱٫۵ مورد تجزيه و تحليل آماري قرار گرفت.
نتايج: ميزان مطلق كل لنفوسيت هايT ، سلول هاي T سيتوتوكسيك، لنفوسيت هايCD25+  و لنفوسيت هاي B در افراد مبتلا به ويتيليگوي ژنراليزه به شكل معني داري بالاتر از افراد مبتلا به ويتيليگوي لوكاليزه بود. همچنين ميزان سلول هاي CD25+ هم در افراد مبتلا به ويتيليگوي ژنراليزه و هم ويتيليگوي پايدار به شكل معني داري بالاتر از گروه شاهد بود و بالاخره ميزان كل لنفوسيت ها در افراد مبتلا به ويتيليگوي لوكاليزه نسبت به گروه شاهد به شكل معني داري كاهش يافته بود.
نتيجه گيري: يافته هاي حاصله نشان دهنده اختلال ايمني سلولي در بيماري ويتيليگو است. احتمالا نقص سيستم مركزي تنظيم كننده ايمني سلولي در ايجاد اين اختلال نقش دارد. افزايش سلول هاي CD25+ يا سلول هاي تنظيم كننده ايمني در زير گروههاي باليني مختلف بيماري نسبت به گروه شاهد به نفع اين فرضيه است. با انجام مطالعات گسترده تر بعدي شايد بتوانيم به ايجاد راه درماني جديد و موثري براي ويتيليگو كه از راه تنظيم ايمني بدن عمل مي كند اميدوار بود.