مقاله بررسي سبکها و مکانيزم هاي دفاعي افراد مبتلا به اختلال وسواس بي اختياري، اختلال اضطراب تعميم يافته و اختلال هراس اجتماعي که چکیده‌ی آن در زیر آورده شده است، در بهار ۱۳۸۸ در روان شناسي باليني از صفحه ۷۹ تا ۹۳ منتشر شده است.
نام: بررسي سبکها و مکانيزم هاي دفاعي افراد مبتلا به اختلال وسواس بي اختياري، اختلال اضطراب تعميم يافته و اختلال هراس اجتماعي
این مقاله دارای ۱۵ صفحه می‌باشد، که برای تهیه‌ی آن می‌توانید بر روی گزینه‌ی خرید مقاله کلیک کنید.
کلمات مرتبط / کلیدی:
مقاله سبکهاي دفاعي
مقاله مکانيزمهاي دفاعي
مقاله اختلال وسواس
مقاله بي اختياري
مقاله اختلال اضطراب تعميم يافته
مقاله اختلال هراس اجتماعي

نویسنده(ها):
جناب آقای / سرکار خانم: افضلي محمدحسن
جناب آقای / سرکار خانم: فتحي آشتياني علي
جناب آقای / سرکار خانم: آزادفلاح پرويز

چکیده و خلاصه‌ای از مقاله:
مقدمه: اين مطالعه با هدف بررسي و مقايسه مکانيزمها و سبکهاي دفاعي افراد مبتلا به اختلال وسواس، بي اختياري (OCD )، اختلال اضطراب تعميم يافته(GAD)  و اختلال هراس اجتماعي(SP)  انجام پذيرفته است.
روش: نمونه اين پژوهش متشکل از افراد مبتلا به اختلال، وسواس بي اختياري (۳۰ نفر)، اختلال اضطراب تعميم يافته (۳۰ نفر)، اختلال هراس اجتماعي (۳۰ نفر) و افراد غير مبتلا (۳۰ نفر) است که توسط روش نمونه گيري در دسترس انتخاب شده اند. ابزار مورد استفاده جهت سنجش مکانيزمهاي دفاعي پرسشنامه سبکهاي دفاعي (DSQ-40) مي باشد. مکانيزمها و سبکهاي دفاعي گروههاي مبتلا با گروه بهنجار و الگوي مکانيزمهاي دفاعي هر چهار گروه با استفاده از روش هاي آماري مقايسه ميانگين ها، و تحليل واريانس يک راهه و آزمون هاي تعقيبي با يکديگر مقايسه شدند.
يافته ها: بررسي هاي آماري نشان داد که گروه هاي مبتلا نسبت به گروه غير مبتلا از سبکهاي دفاعي رشد نايافته و روان آزرده به صورت معنا داري بيشتر استفاده مي کنند و مشخص شد که ميان گروه ها در استفاده برخي از مکانيزمهاي دفاعي تفاوت معنا دار وجود دارد. به علاوه مشخص گرديد که مشخصه اصلي الگوي دفاعي گروه مبتلايان به اختلال وسواس- بي اختياري در مقايسه با گروه بهنجار در استفاده زياد آنها از مکانيزم هاي دفاعي گذار به عمل، تشکل واکنشي و ابطال است به همين ترتيب مشخصه اصلي الگوي دفاعي گروه مبتلايان به اختلال اضطراب تعميم يافته در مقايسه با گروه بهنجار در استفاده زياد آنها از مکانيزم هاي دفاعي فرافکني، آرماني سازي، جسمي سازي و استفاده کمتر آنها از مکانيزم هاي دفاعي طنز و فرونشاني است و مشخصه اصلي الگوي دفاعي گروه مبتلايان به اختلال هراس اجتماعي در مقايسه با گروه بهنجار در استفاده زياد آنها از مکانيزم هاي دفاعي فرافکني، آرماني سازي، جسمي سازي و پرخاشگري منفعلانه و استفاده کمتر آنها از مکانيزم دفاعي فرونشاني است.
نتيجه گيري: مطالعه کنوني اهميت بررسي مکانيزمهاي دفاعي را چه در گستره بهنجار و چه در گستره باليني جهت تشخيص و درمان اختلالات اضطرابي نمايان مي سازد. يافته هاي اين پژوهش به طور کلي با يافته هاي ساير مطالعات قابل مقايسه هستند، با اين حال انجام پژوهش در زمينه مکانيزمهاي دفاعي در ايران نيازمند توجه بيشتري است.