مقاله بررسي قابليت تصاوير سنجنده SPOT5-HRG در تهيه نقشه انبوهي جنگلهاي خزري (مطالعه موردي: جنگلهاي ديلمان گيلان) که چکیده‌ی آن در زیر آورده شده است، در بهار ۱۳۸۹ در تحقيقات جنگل و صنوبر ايران از صفحه ۱۳۲ تا ۱۴۲ منتشر شده است.
نام: بررسي قابليت تصاوير سنجنده SPOT5-HRG در تهيه نقشه انبوهي جنگلهاي خزري (مطالعه موردي: جنگلهاي ديلمان گيلان)
این مقاله دارای ۱۱ صفحه می‌باشد، که برای تهیه‌ی آن می‌توانید بر روی گزینه‌ی خرید مقاله کلیک کنید.
کلمات مرتبط / کلیدی:
مقاله ماهواره SPOT5
مقاله واقعيت زميني
مقاله عکس هاي هوايي
مقاله نقشه انبوهي جنگل
مقاله طبقه بندي
مقاله صحت

نویسنده(ها):
جناب آقای / سرکار خانم: رجب پوررحمتي منيژه
جناب آقای / سرکار خانم: درويش صفت علي اصغر
جناب آقای / سرکار خانم: خليل پور سيدعلي

چکیده و خلاصه‌ای از مقاله:
به منظور بررسي قابليت تصاوير سنجنده SPOT5–HRG در تهيه نقشه انبوهي جنگلهاي خزري، داده هاي اين سنجنده با اندازه تفکيک مکاني ۵ و ۱۰ متر مربوط به سال ۱۳۸۱ مورد تجزيه و تحليل قرار گرفت. اين مطالعه در منطقه اي به وسعت ۱۰۰۰۰ هکتار در جنوب غربي شهرستان املش در استان گيلان انجام شد. پردازش رقومي داده هاي ماهواره اي به روشهاي مناسبي چون نسبت گيري، ادغام و تبديل PCA انجام شد و تعداد زيادي باند مصنوعي همراه با باندهاي اصلي، در تجزيه و تحليل ها مورد استفاده قرار گرفت. براي ارزيابي صحت نتايج طبقه بندي، يک نقشه واقعيت زميني نمونه اي در سطحي حدود ۲۵۰۰ هکتار از منطقه مورد مطالعه با استفاده از ۷ قطعه عکس هوايي ۱:۴۰۰۰۰ مربوط به سال ۱۳۸۰ تهيه گرديد. بدين منظور بعد از تهيه ارتوفتوموزائيک رقومي عکس هوايي، تعداد ۲۵۲۰ قطعه نمونه يک هکتاري در کل سطح منطقه پياده شد و درصد تاج پوشش در هر قطعه نمونه با استفاده از شبکه نقطه چين ۴۵ نقطه اي، محاسبه گرديد. طبقه بندي داده هاي ماهواره اي با استفاده از الگوريتم هاي طبقه بندي نظارت شده حداقل فاصله از ميانگين و حداکثر تشابه در ابتدا با ۶ طبقه انبوهي انجام شد. به دليل تفکيک پذيري کم بين برخي طبقه ها، اين طبقات در هم ادغام شدند. در نهايت طبقه بندي با ۳ طبقه انبوهي (۱ تا ۱۰، ۱۰ تا ۵۰ و ۵۰ تا ۱۰۰ درصد) و يک طبقه غيرجنگل با روش حداکثر تشابه، بهترين نتيجه را در بر داشت. در اين طبقه بندي، صحت کلي و ضريب کاپا به ترتيب ۷۴ درصد و ۳۳/۰ برآورد شد. بيشترين صحت توليدکننده و کاربر (به ترتيب ۹۵ و ۸۲ درصد) مربوط به طبقه ۳ انبوهي (۵۰ تا ۱۰۰ درصد) و کمترين آنها (به ترتيب ۱۱ و ۳۲ درصد) مربوط به طبقه يک انبوهي (۱ تا ۱۰ درصد) بود. هرچند که صحت کلي ۷۴ درصد براي طبقه بندي ۴ طبقه اي را مي توان نسبتا خوب ارزيابي کرد، ولي با توجه به ضريب کاپاي کم (۳۳/۰)، در مجموع نتايج طبقه بندي را نمي توان چندان مطلوب ارزيابي نمود. بنابراين براي کسب نتايج بهتر، آزمون قابليت سنجنده هايي با توان تفکيک طيفي بهتر و روشهايي مانند طبقه بندي شيء- پايه پيشنهاد مي شود.