مقاله بررسي مقايسه اي اثرات درماني ناپروکسن و پلاسبو در درمان دردهاي غيردوره اي پستان که چکیده‌ی آن در زیر آورده شده است، در تابستان ۱۳۸۷ در بيماريهاي پستان ايران از صفحه ۳۱ تا ۳۸ منتشر شده است.
نام: بررسي مقايسه اي اثرات درماني ناپروکسن و پلاسبو در درمان دردهاي غيردوره اي پستان
این مقاله دارای ۸ صفحه می‌باشد، که برای تهیه‌ی آن می‌توانید بر روی گزینه‌ی خرید مقاله کلیک کنید.
کلمات مرتبط / کلیدی:
مقاله ناپروكسن
مقاله داروي ضد التهاب غير استروئيدي خوراکي
مقاله درد غيردوره اي پستان

نویسنده(ها):
جناب آقای / سرکار خانم: مهرداد ندا
جناب آقای / سرکار خانم: كاوياني احمد
جناب آقای / سرکار خانم: يونسيان مسعود
جناب آقای / سرکار خانم: هاشمي عصمت السادات
جناب آقای / سرکار خانم: نجفي معصومه
جناب آقای / سرکار خانم: هوشمند حميرا
جناب آقای / سرکار خانم: ايزدي شهرزاد

چکیده و خلاصه‌ای از مقاله:
درد پستان يكي از شايع ترين مشكلات پستاني در بانوان است. هدف از اين مطالعه بررسي اثر ناپروكسن در درمان دردهاي غير دوره اي پستان مي باشد. اين مطالعه، به صورت كارآزمايي باليني سه سوكور، طي ۱۵ ماه بر روي ۸۰ زن مراجعه كننده به مركز بيماري هاي پستان جهاد دانشگاهي با شكايت درد غيردوره اي پستان، انجام شد. پس از معاينه جراح و اطمينان از عدم وجود بيماري بدخيم پستاني، بيماران با سابقه درد در سه ماه گذشته، پس از تكميل فرم رضايت نامه وارد مطالعه شدند. شدت درد بيماران توسط Visual Analogue Scale ارزيابي و دارو يا دارونما (۲۵۰ ميلي گرم ناپروکسن يا دو قرص دارونما در روز، براي يك ماه) به صورت تصادفي، تجويز گرديد. همچنين كارتي به بيماران داده شد كه روزانه شدت درد خود را روي آن علامت بزنند. بيماران ۱۵ و۳۰  روز پس از شروع مصرف قرص پيگيري شدند. از ۸۰ بيمار ، ۴۱ نفر (%۵۱٫۳) ناپروكسن و ۳۹ نفر (%۴۸٫۸) دارونما دريافت نمودند. در گروه ناپروکسن «شدت كلي درد» و «ميزان تاثير درد بر امور روزمره» كاهش معني داري داشت. در گروه دارونما نيز «شدت کلي درد» بيماران به طور معني داري کاهش يافته بود ولي «ميزان تاثير درد بر امور روزمره» کاهش معني داري نداشت. از نظر ميزان كاهش دو متغير مذکور، بين دو گروه اختلاف آماري معني داري وجود نداشت. از لحاظ درصد كاهش اين دو متغير در پايان درمان نسبت به مراجعه اوليه نيز، بين دو گروه تفاوت معني داري مشاهده نشد. در بيماران پركننده كارت ثبت درد، تفاوت معني داري از لحاظ تعداد روزهاي با درد شديد، خفيف يا متوسط، بين دو گروه وجود نداشت. هيچ نوع عارضه جانبي، در دو گروه مشاهده نشد. با استناد به نتايج اين مطالعه نمي توان نتيجه گيري قطعي در خصوص اين مساله كه داروهاي ضد التهاب غيراستروئيدي خوراكي در درمان درد پستان داراي تاثير بيشتري نسبت به دارونما هستند، نمود. اين مساله مي تواند به علت نرخ بالاي پاسخ به دارونما در بيماران مبتلا به دردهاي غيردوره اي پستان و يا به طوركلي بي علاقگي اين قبيل بيماران به مصرف دارو، پس ازحصول اطمينان از عدم وجود بدخيمي در پستان باشد.