مقاله بررسي مقايسه اي تهاجم عصبي و عروقي آدنوييد سيستيك كارسينوما و موكواپيدرموئيد كارسينوماي غدد بزاقي با كاربرد ماركرهاي S-100؛ GFAP؛ NCAM و PECAM-1 که چکیده‌ی آن در زیر آورده شده است، در بهار ۱۳۸۹ در مجله دانشكده دندانپزشكي مشهد از صفحه ۴۷ تا ۶۴ منتشر شده است.
نام: بررسي مقايسه اي تهاجم عصبي و عروقي آدنوييد سيستيك كارسينوما و موكواپيدرموئيد كارسينوماي غدد بزاقي با كاربرد ماركرهاي S-100؛ GFAP؛ NCAM و PECAM-1
این مقاله دارای ۱۸ صفحه می‌باشد، که برای تهیه‌ی آن می‌توانید بر روی گزینه‌ی خرید مقاله کلیک کنید.
کلمات مرتبط / کلیدی:
مقاله موكواپيدرموئيد كارسينوما
مقاله آدنوييد سيستيك كارسينوما
مقاله S-100؛ GFAP؛ NCAM؛ PECAM-1
مقاله تهاجم اطراف عصبي
مقاله تهاجم عروقي

نویسنده(ها):
جناب آقای / سرکار خانم: ديهيمي پرويز
جناب آقای / سرکار خانم: شاملومحمودي نفيسه
جناب آقای / سرکار خانم: عشق يار نصرت اله

چکیده و خلاصه‌ای از مقاله:
مقدمه: موكواپيدرموئيد كارسينوما (MEC) و آدنوييد سيستيك كارسينوما (AdCC) شايع ترين تومورهاي بدخيم غدد بزاقي هستند كه رفتار بيولوژيك آنها كاملا مشخص نشده است. از عواملي كه در رفتار بيولوژيك اين تومورها موثر قلمداد شده است، تهاجم اطراف عصبي و عروقي مي باشد. لذا هدف اين مطالعه، بررسي تهاجم اطراف عصبي و عروقي AdCC و MEC غدد بزاقي اصلي و فرعي با استفاده از ماركرهاي NCAM، S-100،GFAP  به عنوان ماركرهاي عصبي و PECAM-1 به عنوان ماركر عروقي بود.
مواد و روش ها: در اين مطالعه مقطعي – توصيفي، ۲۰ نمونه AdCC و ۲۰ نمونه MEC غدد بزاقي كه با فرمالين ثابت و در پارافين غوطه ور شده بودند، براي بررسي حضور پروتئين هاي S-100، GFAP،NCAM  و PECAM-1 به روش Biotin-streptavidin novolink polymer، بازيافت آنتي ژنيك و رنگ آميزي ايمونوهيستوشيميايي شدند و داده هاي بدست آمده با استفاده از آزمون آماري مان – ويتني و دقيق فيشر تحليل آماري شدند.
يافته ها: تمام نمونه هاي AdCC و MEC به S-100 واكنش داده كه بين +۱ تا +۴ متغير بودند. ميزان فراواني پروتئينS-100  و شدت رنگ پذيري آن در AdCC بيشتر از MEC بود (P<0.05). دو مورد AdCC و ۹ مورد MEC واكنش +۱ به GFAP نشان دادند كه ميزان فراواني و شدت رنگ پذيري آن در MEC بيشتر از AdCC بود (P=0.013). هيچكدام از نمونه هاي AdCC و MEC به NCAM و PECAM-1 واكنش نشان ندادند (P=1).
نتيجه گيري: با توجه به حضور پروتئين S-100 و GFAP در AdCC و MEC، احتمالا سلول هاي ميواپي تليال در هيستوژنز اين دو تومور نقش دارند و با توجه به اين كه تهاجم اطراف عصبي در تومورهاي غدد بزاقي به سلول ميواپي تليال نسبت داده شده است، الزاما خصوصيت مزبور نمايانگر پيش آگهي ضعيف تر اين تومورها نمي باشد. در نتيجه گيري كلي، با توجه به فقدان بروز ماركر NCAM و PECAM- در AdCC و MEC و ساير يافته ها، به نظر نمي رسيد تهاجم اطراف عصبي و عروقي اين دو تومور، تفاوت معني داري داشته باشد.