مقاله بررسي مقايسه اي كيفيت زندگي مادران كودكان مبتلا به فلج مغزي، عقب ماندگي ذهني و مادران كودكان سالم که چکیده‌ی آن در زیر آورده شده است، در آبان ۱۳۸۸ در دانشور از صفحه ۴۹ تا ۵۸ منتشر شده است.
نام: بررسي مقايسه اي كيفيت زندگي مادران كودكان مبتلا به فلج مغزي، عقب ماندگي ذهني و مادران كودكان سالم
این مقاله دارای ۱۰ صفحه می‌باشد، که برای تهیه‌ی آن می‌توانید بر روی گزینه‌ی خرید مقاله کلیک کنید.
کلمات مرتبط / کلیدی:
مقاله کيفيت زندگي
مقاله مادران کودکان مبتلا به فلج مغزي
مقاله مادران کودکان مبتلا به عقب ماندگي ذهني
مقاله مادران کودکان سال

نویسنده(ها):
جناب آقای / سرکار خانم: خياط زاده ماهاني محمد

چکیده و خلاصه‌ای از مقاله:
مقدمه و هدف: کيفيت زندگي با بيماري و شرايطي که سلامت را به خطر مي اندازد، ارتباط دارد و از طرفي وجود کودک مشکل دار باعث ايجاد استرس جسمي و روحي و رواني بر خانواده مي شود. اين مطالعه با هدف مقايسه کيفيت زندگي مادران کودکان مبتلا به فلج مغزي، عقب ماندگي ذهني و کودکان سالم صورت گرفت تا اثر ناتوانايي کودک بر کيفيت زندگي مادر مشخص شود.
مواد و روش ها: اين مطالعه پژوهشي، تحليلي از نوع مقطعي و نمونه گيري بر اساس جامعه در دسترس بود که در شهر تهران انجام شد. حجم نمونه شامل سيصد نفر بود که صد مادر کودک مبتلا به فلج مغزي، صد مادرکودک مبتلا به عقب ماندگي ذهني و صد مادر کودک سالم ساکن شهر تهران، پرس شنامه کوتاه کيفيت زندگي سازمان جهاني بهداشت را که شامل ۲۶ سوال در چهار حيطه سلامت جسماني، رواني، روابط اجتماعي و سلامت محيط بود، پر كردند. داده ها با نرم افزار SPSS-16 و با استفاده از آزمون هاي کولموگروف اسميرونوف، آناليز واريانس، آزمون تعقيبي توکي، کروسکال واليس و يو من ويتني تحليل شدند.
نتايج: ميانگين و انحراف معيار سن مادران مورد مطالعه به ترتيب ۱/۳۰ و ۲/۵ سال بود و مادران شرکت کننده در مطالعه، ۳/۲۴ درصد تحصيلات ابتدايي تا راهنمايي، ۳/۵۲ درصد متوسطه تا ديپلم و ۳/۲۳ درصد تحصيلات دانشگاهي داشتند. بين مادران کودکان سالم و کودکان مبتلا به فلج مغزي و همچنين مادران کودکان سالم و کودکان مبتلا به عقب مانده ذهني، در هر چهار حيطه کيفيت زندگي، اختلاف معناداري وجود داشت (P<0.001)، اما بين مادران کودکان مبتلا به فلج مغزي و کودکان مبتلا به عقب مانده ذهني در هيچ کدام از حيطه هاي کيفيت زندگي، تفاوت معناداري مشاهده نشد (P>0.05).
نتيجه گيري: با توجه به نتايج به دست آمده، لازم است متخصصان و سياست گذاران خدمات بهداشتي و درماني در زمينه کيفيت زندگي مادران کودکان مشکل دار به ويژه در حيطه سلامت و بهسازي محيط از جمله بهبود حمل و نقل متناسب با کودکان معلول بيشتر توجه كنند و سازمان هاي حمايتي مانند بهزيستي و تامين اجتماعي نقش فعال تري در حمايت اجتماعي مادران کودکان معلول داشته باشند و به خدمات مددکاري و روانشناسي در مراکز توانبخشي توجه بيشتري شود.