مقاله بررسي ميزان سخت رويي در دستياران تخصصي پزشکي که چکیده‌ی آن در زیر آورده شده است، در زمستان ۱۳۸۷ در مطالعات روان شناختي از صفحه ۹۵ تا ۱۱۲ منتشر شده است.
نام: بررسي ميزان سخت رويي در دستياران تخصصي پزشکي
این مقاله دارای ۱۸ صفحه می‌باشد، که برای تهیه‌ی آن می‌توانید بر روی گزینه‌ی خرید مقاله کلیک کنید.
کلمات مرتبط / کلیدی:
مقاله سخت رويي
مقاله دستياري
مقاله کنترل
مقاله تعهد
مقاله چالش

نویسنده(ها):
جناب آقای / سرکار خانم: احدي مرواريد
جناب آقای / سرکار خانم: كاربخش داوري مژگان
جناب آقای / سرکار خانم: بني جمالي شكوه السادات
جناب آقای / سرکار خانم: حكيمي راد الهام

چکیده و خلاصه‌ای از مقاله:
هدف از اين مطالعه تعيين ميزان سخت رويي در دستياران تخصصي به تفكيك رشته تحصيلي، سن، جنس، وضعيت تاهل و نيز تعيين رابطه سخت رويي با موفقيت تحصيلي بوده است.
اين مطالعه مقطعي بر ۱۹۴ دستيار که در سال دوم رشته هاي مختلف تخصصي پزشکي مشغول تحصيل بودند، به شيوه هدفمند انجام شد.به جهت اينکه دستياران سال اول برخي رشته هاي تخصصي مجبور به گذراندن دوره داخلي ياMPH  بودند، و عملا در رشته تخصصي خود وارد نشده بودند و دستياران سال سوم و چهارم ارشد محسوب مي شوند، دستياران سال دوم به عنوان نمونه انتخاب شدند. اين افراد پرسشنامه دموگرافيك و پرسشنامه ۵۰ سوالي سنجش مقياس سخت رويي كوباسا را تكميل كردند، که مولفه هاي چالش، تعهد و کنترل را شامل مي شد. يافته هاي حاصل از پژوهش نشان داد ميانگين نمره سخت رويي به طور کلي ۰۹/۱۱ ± ۹۱/۶۳ بوده که بهترين نمره اكتسابي ۱۰۰ و کمترين آن ۰ است. ۶/۲۴ درصد افراد در چارک اول و ۷/۲۵ درصد در چارک چهارم قرار گرفتند. دستياران رشته هاي جراحي مغز و اعصاب، روان پزشکي و طب اورژانس بالاترين نمره در سخت رويي را داشتند. جنسيت با مولفه کنترل سخت رويي رابطه معنادار داشت (۰۰۹/(P=۰، به اين ترتيب که مردان در اين مولفه امتياز بيشتري داشتند. نسبت به زنان بين سخت رويي و مولفه هاي تعهد و کنترل آن با تآهل نيز رابطه معنادار وجود داشت (P=0/005,P=0/002,P=0/04) .تعهد و داشتن فرزند نيز از نظر آماري معنادار بود (۰۱۴/.(P=۰
با توجه به نقش مهم سخت رويي در تعديل استرس، ايجاد دوره هاي آموزشي در جهت ارتقاي سطح آن امري ضروري به نظر مي رسد. به اين ترتيب مي توان دستياران را در جهت اتخاذ شيوه هاي مقابله اي صحيح ياري كرد تا علاوه بر ارتقا سطح بهداشت رواني، ميزان رضايت شغلي و کيفيت مراقبت آنها از بيماران افزايش يابد و از ميزان آسيب هاي رواني، جسمي و فرسودگي شغلي در آنها کاسته شود.