مقاله بررسي وضعيت عوامل مستعدكننده خودمراقبتي و ارتباط آن با رفتارهاي خودمراقبتي در بيماران مبتلا به آرتريت روماتوئيد که چکیده‌ی آن در زیر آورده شده است، در پاييز ۱۳۸۸ در حيات از صفحه ۳۹ تا ۵۱ منتشر شده است.
نام: بررسي وضعيت عوامل مستعدكننده خودمراقبتي و ارتباط آن با رفتارهاي خودمراقبتي در بيماران مبتلا به آرتريت روماتوئيد
این مقاله دارای ۱۳ صفحه می‌باشد، که برای تهیه‌ی آن می‌توانید بر روی گزینه‌ی خرید مقاله کلیک کنید.
کلمات مرتبط / کلیدی:
مقاله عوامل مستعدکننده
مقاله رفتارهاي خودمراقبتي
مقاله آرتريت روماتوئيد

نویسنده(ها):
جناب آقای / سرکار خانم: مروتي شريف ‌آباد محمدعلي
جناب آقای / سرکار خانم: ندريان حيدر
جناب آقای / سرکار خانم: سليماني صالح آبادي حسين
جناب آقای / سرکار خانم: مظلومي محمودآباد سيدسعيد
جناب آقای / سرکار خانم: عسگرشاهي محسن

چکیده و خلاصه‌ای از مقاله:
زمينه و هدف: آرتريت روماتوئيد (RA) نوعي پلي آرتريت التهابي مزمن است که با دوره هاي التهاب در مفاصل شروع مي شود و ممکن است با خستگي، کاهش وزن، اضطراب و افسردگي همراه باشد. اين بيماري مي تواند منجر به ناتواني و مرگ و مير شود. عامل مهم در مديريت موفق بيماري و کاهش ناتواني، رفتارهاي خود مراقبتي صحيح و مناسب مي باشد. عوامل مستعدکننده خودمراقبتي مشتمل بر آگاهي، نگرش و خودکارآمدي، يک طبقه از سه طبقه کلي عواملي است که مرحله چهارم الگوي پرسيد يعني تشخيص اکولوژيک و آموزشي را تشکيل مي دهد و مقدم بر تغيير رفتار است. مطالعه حاضر با هدف تعيين وضعيت عوامل مستعدکننده خودمراقبتي در بيماران مبتلا بهRA  و چگونگي ارتباط آن با رفتارهاي خودمراقبتي بيماران، در شهر يزد انجام گرفته است.
روش بررسي: اين مطالعه تحليلي – مقطعي در مورد ۱۸۱ نفر از بيماران مبتلا به RA مراجعه کننده به يک مطب پزشک متخصص روماتولوژي در شهر يزد كه با استفاده از روش نمونه گيري آسان طي سه ماهه اول سال ۱۳۸۷ انتخاب شدند، انجام گرفت. ابزار جمع آوري اطلاعات پرسشنامه اي بود که عوامل مستعدکننده رفتارهاي خودمراقبتي در بيماري آرتريت روماتوئيد مشتمل بر آگاهي، نگرش و خودکارآمدي را همراه با رفتارهاي خودمراقبتي ارزيابي مي نمود. داده ها با استفاده از آزمون هاي ضريب همبستگي اسپيرمن، من ويتني، کروسکال واليس و همچنين تحليل رگرسيون در نرم افزار SPSS v.11.5 تجزيه و تحليل شد.
يافته ها: آزمودني ها به طور متوسط ۶۲٫۳% نمره قابل اکتساب عوامل مستعدکننده را به دست آوردند که اين ميزان براي آگاهي ۷۱٫۷%، نگرش ۶۶٫۹% و خودکارآمدي ۴۷٫۵% بود. همبستگي مثبت و معناداري بين رفتارهاي خود مراقبتي و متغيرهاي نگرش و خودکارآمدي، مشاهده شد ولي بين رفتارهاي خودمراقبتي و آگاهي همبستگي معنادار ديده نشد. عوامل مستعدکننده در مجموع نيز همبستگي مثبت و معناداري با رفتارهاي خودمراقبتي نشان داد (p<0.01). عوامل مستعدکننده، ۳۹٫۳% از تغييرات رفتارهاي خودمراقبتي را پيش بيني نمود و از ميان اين عوامل، خودکارآمدي قوي ترين پيش بيني کننده  (b=0.41)بود.
نتيجه گيري: با توجه به توان بالاي عوامل مستعدکننده و به خصوص خودکارآمدي در پيش بيني انجام رفتارهاي خودمراقبتي و نيز پايين بودن سطح خودکارآمدي در اين بيماران، در برنامه ريزي هاي آموزشي جهت ارتقاي رفتارهاي خودمراقبتي آن ها بايد توجه بيشتري به تقويت عوامل مستعدکننده به خصوص خودکارآمدي بشود.