مقاله بررسي ويژگي هاي مولکولي و مورفولوژيکي بذور درختان بدفرم و خوش فرم راش(Fagus orientalis Lipsky) در راشستان هاي خزري که چکیده‌ی آن در زیر آورده شده است، در زمستان ۱۳۸۸ در مجله جنگل ايران از صفحه ۳۶۱ تا ۳۷۷ منتشر شده است.
نام: بررسي ويژگي هاي مولکولي و مورفولوژيکي بذور درختان بدفرم و خوش فرم راش(Fagus orientalis Lipsky) در راشستان هاي خزري
این مقاله دارای ۱۷ صفحه می‌باشد، که برای تهیه‌ی آن می‌توانید بر روی گزینه‌ی خرید مقاله کلیک کنید.
کلمات مرتبط / کلیدی:
مقاله Fagus orientalis Lipsky
مقاله تنوع و تمايز ژنتيکي
مقاله ميکروساتلايت
مقاله مورفولوژي

نویسنده(ها):
جناب آقای / سرکار خانم: صالحي شانجاني پروين
جناب آقای / سرکار خانم: عصاره محمدحسن
جناب آقای / سرکار خانم: كلاگري محسن

چکیده و خلاصه‌ای از مقاله:
در اين پژوهش پنج ويژگي مورفولوژيکي و چهار لوکوس ميکروساتلايتي پلي مورف براي بررسي تنوع و تمايز ژنتيکي و مورفولوژيکي۶۰۰ بذر از شش جمعيت راش (Fagus orientalis Lipsky)، هر جمعيت ۱۰۰ بذر از ۱۰ درخت خوش فرم و بدفرم، بررسي شد. نتايج تجزيه واريانس نشان داد که ميان نمونه هاي مختلف بذرهاي راش تمام جمعيت ها از نظر همه صفات اندازه گيري شده اختلاف معني داري وجود دارد. درحالي که اختلاف صفات مورد بررسي در ميان درختان خوش فرم و بدفرم در توده هاي مختلف معني دار نيست. گروه بندي جمعيت ها يا گروه هاي درختان راش خوش فرم و بدفرم هر جمعيت بر اساس صفات مختلف فندقه و بذر، توسط آناليز (UPGMA) و تحليل مولفه هاي اصلي (PCA) انجام گرفت. هيچ روند کلينالي در گوناگوني ويژگي هاي بذر و فندقه در بين فرم هاي مختلف تنه درخت يا جمعيت هاي رويشگاه هاي مختلف يافت نشد، به طوري که ضريب همبستگي بسيار ناچيزي بين ماتريس هاي فاصله مورفولوژيکي و جغرافيايي (R2=0.002، P=0.270) که توسط آزمون Mantel محاسبه شده بود به دست آمد. اين نتايج نشان داد بر خلاف فرضيه ما، هيچ اکوتيپي در جنگل هاي راش ايران بر اساس ويژگي هاي مورفولوژيکي بذر و فندقه قابل شناسايي نيست. همچنين ساختار ژنتيکي جمعيت ها بر اساس ميانگين فاصله ژنتيکي بذور هر درخت بررسي شد. بررسي ويژگي هاي ميکروساتلايتي تمايز جمعيتي متوسط ولي معني داري (۰٫۱۳ :Fst تا ۰٫۲۲) را ميان خانواده هاي درختان بدفرم و خوش فرم به ويژه در جمعيت هاي اسالم و خيرود نشان داد که حاکي از وجود ساختار خويشاوندي متمايزي ميان بذور ژنوتيپ هاي بدفرم و خوش فرم بود. از اين گذشته وجود روند کلينال در ويژگي هاي ژنتيکي به وسيله آزمون Mantel ثابت شد، به طوري که ضريب همبستگي بين ماتريس هاي فاصله ژنتيکي و جغرافيايي از نظر آماري معني دار شد (R2=0.136، P=0.04) ضريب همبستگي بسيار ناچيزي بين ماتريس هاي فاصله مورفولوژيکي و ژنتيکي (R2=0.028، P=0.140) محاسبه شده بود که از نظر آماري معني دار نشد. نتايج اين پژوهش حاکي از ژنتيکي بودن بخشي از تفاوت هاي فنوتيپي در فرم درخت است. بر اين اساس مي توان گفت که ويژگي هاي مورفولوژيکي کارايي کمتري از ويژگي هاي ژنتيکي در بررسي روابط بين ژنوتيپ ها دارند.