مقاله بررسي کاربرد نسبت Q توبين و مقايسه آن با ساير معيارهاي ارزيابي عملکرد مديران در شركت هاي پذيرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران که چکیده‌ی آن در زیر آورده شده است، در پاييز ۱۳۸۸ در پيشرفت هاي حسابداري (علوم اجتماعي و انساني شيراز) از صفحه ۲۳۱ تا ۲۶۲ منتشر شده است.
نام: بررسي کاربرد نسبت Q توبين و مقايسه آن با ساير معيارهاي ارزيابي عملکرد مديران در شركت هاي پذيرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران
این مقاله دارای ۳۲ صفحه می‌باشد، که برای تهیه‌ی آن می‌توانید بر روی گزینه‌ی خرید مقاله کلیک کنید.
کلمات مرتبط / کلیدی:
مقاله نسبت Q توبين
مقاله ارزيابي عملکرد مديران
مقاله شرکت هاي پذيرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران
مقاله نسبت هاي مالي

نویسنده(ها):
جناب آقای / سرکار خانم: نمازي محمد
جناب آقای / سرکار خانم: زراعتگري رامين

چکیده و خلاصه‌ای از مقاله:
با تفكيك مديريت از مالكيت و به دنبال آن، با پيدايش تئوري نمايندگي، ارزيابي عملكرد به عنوان يكي از مهم ترين موضوعات در حسابداري، به ويژه در حسابداري مديريت مطرح شده است. در اين راستا، معيارها و روش هاي گوناگوني ارايه گرديده است. يكي از اين معيارها نسبت Q توبين است. بنابراين، هدف اصلي از اين پژوهش بررسي كامل و جامع نسبت Q توبين است. لذا اين پژوهش در سه بخش كلي با هدف هاي زير انجام مي شود: ۱٫ بررسي كاربرد نسبت Q توبين به عنوان معيار ارزيابي عملكرد در شركت هاي پذيرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران؛ ۲٫ بررسي رابطه بين نسبت Q توبين با ساير معيارهاي ارزيابي عملكرد و ۳٫ مقايسه نسبت Q توبين در صنايع مختلف.
به منظور دسترسي به اهداف بالا، يك دوره پنج ساله (۱۳۸۴-۱۳۸۰) در نظر گرفته شد. جامعه آماري كليه شركت هاي پذيرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران بود كه نهايتا ۷۰ شركت واجد شرايط در اين مطالعه انتخاب شدند. فن هاي آماري مورد استفاده، ضريب همبستگي پيرسون، رگرسيون خطي، آنالير واريانس و آزمون تي مي باشد.
نتايج به دست آمده نشان مي دهد كه استفاده از نسبت Q توبين در شركت هاي پذيرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران هنوز جايگاهي ندارد. همچنين، نسبت Q توبين با معيارهاي قيمت سهام، بازده دارايي ها و سود هر سهم ارتباط معني داري دارد و با نسبت هاي جاري، آني، گردش دارايي ها، سود باقيمانده، رشد فروش، رشد سود، سود عملياتي و فروش ارتباط معني داري ندارد. در بررسي نسبت Q توبين در صنايع مختلف مشخص گرديد كه صنعت خودروسازي داراي بيشترين مقدار Q توبين و صنعت نساجي داراي كمترين مقدار Q توبين است.