سال انتشار: ۱۳۸۴

محل انتشار: نهمین کنگره علوم خاک ایران

تعداد صفحات: ۲

نویسنده(ها):

علی شیرافروس – دانشجوی کارشناسی ارشد گروه مهندسی آب دانشگاه تهران
عبدالمجید لیاقت – دانشیار گروه مهندسی آب دانشگاه تهران
محمدرضا خانمحمدی – دانشیار گروه شیمی دانشگاه بین المللی امام خمینی (ره)قزوین

چکیده:

از دیدگاه جهانی پس از آب وهوا، پوسته خاک، سومین جزء عمده محیط زیست تلقی میگردد. خاک علاوه بر اینکهپایگاه موجودات روی زمین، به ویژه جوامع انسانی است، محیط منحصر به فردی برای زندگی انواع حیات، مخصوصا گیاهان به شمار می رود. فعالیتهای کشاورزی به دلیل اضافه کردن موادی همچون کودهای شیمیایی و همچنین سموم شیمیایی مانند آفت کشها به محیطخاک ازمنابع عمده آلوده کننده خاک بهشمار می رود [۱]. مصرف کود و سم در کشاورزی از چند دهه قبل روندی افزایشی داشته است بنحوی که در حال حاضر بیش از ۵۰۰ نوع سم شناخته شده در بازار وجوددارد و تمایل کشاورزان به استفاده از آنها به شدت افزایش یافته است [۲]. در کشور هند استفاده از آفت کش ها از سال ۱۹۵۸ تا ۱۹۷۵، ۵۰ برابر افزایش یافته است.
با وجود این در مقایسه با کشور امریکایی با مصرفی بالغ بر ۱۴۸۳ گالن در هکتار و اروپا با ۱۸۷۰ گالن در هکتار، مصرف کشور هند بین سال های ۸۴-۱۹۷۳ تنها ۳۳۰ گالن درهکتار بوده است [۳]. هورل و والکر در سال ۱۹۸۰ فاکتورهای موثر بر پایداری علف کش ها درخاک را تشریح نمودند. این فاکتورها عبارتند از : غلظت و میزان مصرف علف کش ، نوع خاک، جذب علف کش (جذب سطحی)، PH خاک، فعالیت میکروبی خاک، دمای خاک، رطوبت خاک، عمق ترکیب علف کش در خاک، فرمولاسیون علف کش و ترکیبات علف کش [۴]. بنابراین ضرورت بررسی های بیشتر بر روی این مواد سمی و لزوم توجه به خطرات ناشی از باقیمانده این مواد در خاک و همچنین آب، بیش از پیش مشخص میگردد. به همین جهت این تحقیق در منطقه اسماعیل آباد شهرستان قزوینانجام گرفته است، تا باقیمانده سموم مصرف شده در آب و خاک این محل مورد بررسی قرار گیرد.