سال انتشار: ۱۳۸۲

محل انتشار: چهارمین کنفرانس اقتصاد کشاورزی ایران

تعداد صفحات: ۱۶

نویسنده(ها):

محمدعلی قطمیری – دانشیار اقتصاد دانشگاه شیراز
جواد هراتی – کارشناس ارشد علوم اقتصادى

چکیده:

به طور کلی سیاستهای تأثیر گذار بر بخش کشاورزی را میتوان به دو دسته ١- سیاستهای کلان نظیر سیاستهای پولی، ارزی و تجاری و ٢- سیاستهای خاص بخش کشاورزی از جمله
سیاستهای قیمتگذاری محصولات کشاورزی و غذائی و اعطای سوبسید به نهادههای کشاورز ی تقسیم نمود . در این میان توجه خاص سیاستگذاران به قیمت محصولات کشاورزی قابل درک است .
چرا که امنیت غذائی جامعه همواره به عنوان یک هدف استراتژیک مطرح بوده و بدیهی استکه امنیت غذائی هم تحت تأثیر پتانسیل تولید محصولات کشاورزی و غذائی بوده و هم تحت تأثیر توانائیهای بالقوه جامعه برای مصرف این محصولات میباشد . در این ارتباط قیمت مواد غذائی به عنوان یک متغیر کلیدی که هم میزان تقاضا و هم انگیزههای تولید کشاورزان را تحت تأثیر خود قرار میدهد مطرح میباشد . بدین جهت شناخت عوامل مؤثر بر قیمت مواد غذائی از نظر سیاستگذاری حائز اهمیت زیاد میباشد .
هدف اصلی این مقاله بررسی رفتار شاخص قیمت مواد غذائی و عوامل مؤثر بر آن در چهارچوب اقتصاد کلان در ایران در فاصله سالهای ١٣٧٩١٣٣٨ میباشد . برای این منظور از یک مدل تقلیل یافته که در آن عوامل مؤثر بر قیمت مواد غذائی هم از بعٌد عرضه و هم از بعٌد تقاضا در نظر گرفته شده، استفاده گردیده است . در بعٌد تقاضا متغیرهای قیمت مواد غذائی و درآمد سرانه
واقعی و در بعٌد عرضه متغیرهای شاخص تولید سرانه داخلی مواد غذایی، شاخص درجه باز بود ن اقتصاد، نرخ مؤثر ارز و شاخص قیمت مواد غذائی در دورههای قبل در نظر گرفته شده است . همچنین متغیر حجم پول به منظور بررسی تأثیر سیاست پولی بر شاخص قیمت مواد غذائی در الگو بکار گرفته شده است . متغیرهای ذکر شده در بردارنده اثرات سیاستهای کلان پولی، مالی، ارزی و تجاری میباشد . روش ١(ARDL) منظور تخمین الگو مورد استفاده قرار گرفته است . روش مذکور این امکان را فراهم میسازد که علاوه بر شناخت رفتار بلندمدت تغییرات قیمت مواد غذائی چگونگی تعدیل آن از کوتاهمدت به بلندمدت در چهارچوب یک مدل تصحیح خطا نیز مورد بررسی قرار گیرد . نتایج برآورد الگو نشان میدهد که در کوتاهمدت شاخص قیمت مواد غذائی با نرخ واقعی ارز و حجم نقدینگی رابطه مثبت و با درجه باز بودن اقتصاد دارای یک رابطه عکس میباشد . اما در بلندمدت در مورد نحوه تأثیر متغیر شاخص تولید سرانه داخلی مواد غذائی و درآمد سرانه واقعی بر شاخص قیمت مواد غذایی نمیتوان با قاطعیت اظهار نظر نمود . بی تأثیر بودن شاخص تولید سرانه مواد غذائی در بلندمدت و درآمد سرانه واقعی در کوتاهمدت و بلندمدت با توجه به مداخله گسترده دولت در زمینه قیمتگذاری محصولات کشاورزی و غذایی و اعطای یارانه به مصرفکنندگان و تولیدکنندگان این محصولات دور از انتظار نمیباشد . نتایج حاصل از الگوی تصحیح خطا همچنین نشان دهنده سرعت تعدیل ً نسبتا زیاد به سمت تعادل بلندمدت میباشد
از نقطه نظر نتایج این مطالعه به منظور سیاستگذاریهای کلان در ارتباط با قیمت محصولات کشاورزی و غذایی میتوان به نکات زیر اشاره نمود :
١- با توجه به رابطه مستقیم بین حجم نقدینگی و نرخ مؤثر ارز با قیمت مواد غذایی، سیاستهای پولی انبساطی و سیاست کاهش ارزش پول که با هر هدفی در سطح کلان به مورد اجرا گذاشته
شود، میتواند با هدف دولت به منظور تأمین غذایی در تضاد قرار گیرد . مگر آنکه دولت آمادگی لازم را برای تأمین کسری بودجه ناشی از افزایش یارانههای پرداختی به مواد غذایی داشته باشد .
٢- با توجه به رابطه غیر مستقیم درجه باز بودن اقتصاد و قیمت محصولات کشاورزی و غذایی چنانچه سیاست تجاری در راستای پیوستن ایران به سازمان تجارت جهانی در جهت بازتر شدن
اقتصاد حرکت نماید، سهم یارانههای پرداختی به مواد غذایی به منظور تأمین غذایی در بودجهکاهش خواهد یافت . اما این امر از یک طرف با سیاست دولت در جهت تشویق تولید محصولات کشاورزی و غذایی به منظور خودکفائی و از طرف دیگر با هدف مقابله با کسری تجاری در تضاد قرار خواهد گرفت . لازم است که تضادهای فوق در اتخاذ سیاستهای کلان پولی، ارزی و تجاری در پیگیری اهداف کلان مورد توجه جدی سیاستگذاران قرار گیرد