سال انتشار: ۱۳۸۵

محل انتشار: نهمین کنگره علوم زراعت و اصلاح نباتات

تعداد صفحات: ۱

نویسنده(ها):

عنایت اله توحیدی نژاد – دانشکده کشاورزی دانشگاه شهید باهنر کرمان,
علی رضا بهرامی نژاد – دانشگاه آزاد اسلامی واحد جیرفت

چکیده:

به منظور بررسی اثر شخم و دور آبیاری بر عملکرد پنبه با توجه به فاکتورهای مربوطه یعنی فاکتور شخم در چهار سطح شامل شخم معمولی = b1 ا (۲۰٫۲۵cm)، شخم معمولی + سوسولز= b2 ا (۵۰cm)، شخم معمولی + سوسولز+ کلش =b3 و شخم معمولی + کلش =b4 و فاکتور آبیاری در سه سطح بر اساس تقویم زمانی معین به ترتیب در ۱۲ =a1 و a2=9 و a3=7 نوبت آبیاری بصورت طرح کرت ها ی نواری (Strip plot) در قالب بلوک کامل تصادفی در سه تکرار در مزرعه تحقیقاتی پنبه واقع در ارزوئیه اجرا و مورد مطالعه قرار گرفت . پس از یادداشت برداریها در طول عملیات داشت و برداشت محصول ، نتایج مربوطه مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت . تجزیه تحلیل آماری نشان داد که بین تیمار های آبیاری و شخم و آثار متقابل آن ها تفاوت معنیداری از لحاظ آماری وجود ندارد . این نتیجه در مقایسات میانگین تیمار های آزمایش توسط آزمون دانکن (DMRT) در سطح ۵% انجام گرفت عملکردها را در سه گروه مشخص قرار داد ابتدا تیمار های (a3b2) بیشترین مقدار عملکرد معادل ۵۲۰۲ کیلوگرم در هکتار را نسبت به بقیه تیمارها داشت و در گروه A قرار گرفت و تیمار های (a3b3) کمترین مقدار عملکرد معادل ۴۰۲۷ کیلوگرم در هکتار را نسبت به سایر تیمارها نشان داد و در گروه B قرار گرفت و سایر تیمارها در گروه AB قرار گرفتند انجام شخم عمیق بوسیله سوسولز محیطی م ناسب را برای ریشه فراهم ساخته و منجر به توسعه ریشه و استفاده بهتر از ذخایر آب و مواد معدنی تحت الارض گردید و باعث نگهداری تعادل بین رشد رویشی و زایشی شده است به علت انجام عمل سوسولز و اضافه نمودن کلش تیمار (b3) دارای بالاترین مقادیر تجمع ماده خشک ، وزن خشک برگ، شاخص سطح برگ ، سرعت رشد نسبی ، سرعت رشد گیاه و سرعت فتوسنتز خالص می باشد و در نتیجه باعث رشد رویشی بیش از حد و سایه اندازی بر سطوح پایین پوشش گیاهی و افزایش ریزش غوزه ها و کاهش عملکرد شده است . با توجه به این موضوع یعنی عدم تفاوت معنیدار بین تیمار های آبیاری و همچنین کیفیت الیاف بیانگر این موضوع بوده که بجای ۱۲ نوبت آبیاری می توان دفعات آبیاری تا ۷ نوبت تقلیل دهیم و در آبیاری صرفه جویی نمائیم و این موضوع حاکی بر این است که می توان سطح زیر کشت را افزایش بدهیم و هزینه های تولید را کاهش داده و راندمان کاربر د آب را افزایش بدهیم و این مناسب برای شرایط ایران بوده زیرا دارای آب کمی ولی زمین زیاد می باشد.