سال انتشار: ۱۳۸۶

محل انتشار: ششمین کنفرانس اقتصاد کشاورزی ایران

تعداد صفحات: ۱۷

نویسنده(ها):

نورمحمد آبیار – پژوهش گر اقتصاد کشاورزی و عضو هیئت علمی مرکز تحقیقات کشاورزی و منابع طب
محمد زاد – پژوهش گر اقتصاد کشاورزی و عضو هیئت علمی دفتر بررسی های اقتصادی طرح های ت

چکیده:

این تحقیق به منظور بررسی مسائل بازاررسانی پنبه در استان گلستان با رویکرد به رهیافت عملی و با استفاده از داده های پیمایشی و اسنادی حاصل از عوامل مختلف بازاررسانی این محصول در سال ۱۳۸۳ انجام شده است . براساس نتایج ،محدودیت منابع ونقدینگی ازمهمترین مشکلات پنبه کاران ،کارخانجات پنبه پاک کنی وسازمان تعاون روستایی بشمارمی رودکه این مسئله باعث شده است تا عواملی تحت عنوان تصفیه چی بدلیل تمکن مالی قوی ، ازقدرت چانه زنی وتعیین کننده در بازاررسانی این محصول برخوردارشوند . سودخالص بازاریابی تصفیه چی ها قابل توجه بوده و درمقام مقایسه باخدمات آنها معقول ومقبول نمی باشد . معاملات پنبه عمدتا به صورت نقدو مدت دار انجام می شود که مشکلاتی را برای پنبه کاران ایجادنموده وانگیزه آنها رابرای تداوم کشت وتولیداین محصول کاهش می دهد . به نظرمی رسدصنایع نساجی نقش اساسی درتعیین قیمت توافقی پنبه دارند . ضایعات وش پنبه به صورت موادخارجی و رطوبت حدود ۹ درصد از ارزش محصول پنبه کاران را کاهش می دهد . در مجموع ده مسیر بازاررسانی پنبه در منطقه وجود دارد که مهمترین آن مسیر تولید کننده، تصفیه چی و صنایع نساجی می باشد . میانگین سهم تولیدکنندگان از قیمت نهایی محصول ۷۵ درصد و سهم سایرعوامل ۲۵ درصد است . در مسیر پنبه کاران، تصفیه چی وصنایع نساجی ،سهم تولیدکننده وتصفیه چی ازحاشیه بازاریابی ۶۷ و ۳۳ درصد می باشد که کمترین سهم تولیدکننده و بیشترین سهم عامل بازاریابی می باشد . . بیشترین سهم تولیدکننده از حاشیه بازاریابی در مسیرتولیدکننده،سازمان تعاون روستایی وصنایع نساجی حاصل می شود که کاراترین مسیر بازاررسانی بشمار می رود . دراین مسیر بیشترین سودخالص بازاریابی متعلق به پنبه کاران است هر چند سود خالص تصفیه چی ها و کارخانجات پنبه پاک کنی نیز در مقایسه با پنبه کاران و سازمان تعاون روستائی قابل توجه می باشد .