سال انتشار: ۱۳۸۴

محل انتشار: همایش بین المللی شهرهای جدید

تعداد صفحات: ۱

نویسنده(ها):

محمود رضا رحیمی –

چکیده:

[توضیح: مقالات این کنفرانس فقط به صورت چکیده در مجموعه سیویلیکا نمایش شده است] یکی از عمده ترین دلائل شکل گیری اجتماعات انسانی، کاهش خطر تهدیدات بیرونی اعم از رخدادهای طبیعی ( نظیر سیل، زلزله و … ) باتهدیدات دشمنان خارجی و تبدیل این تهدیدات بر فرصت هایی برای زندگی بهتر افراد بوده است . با این حال افزایش زاد و ولد و گسترش افقی جوامع انسانی، کاهش سرانه منابع قابل دسترس ( اعم از مادی و معنوی) را به همراه داشت . این امر به تدریج، خود به یکی از عوامل تهدید کننده امنیت فردی تبدیل شده و امکان تولید نا امنی درون زا را برای این گونه جوامع ایجاد کرد . تضاد منافع، تلاش برای کسب قدرت یا ثروت توسط برخی افراد جامعه و درگیری های داخلی میان گروه های نفوذ، از جمله عوامل ایجاد این نا امنی درونی بوده اند . برای حل این معضل، آلترناتیوهایی از جمله قوانین مبتنی بر توتم و تابو در جوامعابتدایی استقرار یافت . این آلترناتیوها به تدریج در ساخت های اجتماعی تدیل به " عرف " و در ساخت های سیاسی، نظام هایی همچون "آریستوکراسی" و " کاست " ی را نتیجه داد. این نظام ها نقش قابل توجهی در ایجاد و حفظ امنیت درونی جوامع تا دوران مدرن داشته اند. گذر انسان از نظام اقتصادی مبتنی بر کشاورزی و دامپروری و ورود به دنیای صنعتی، تغییرات عمده ای در شیوه زندگی انسان ها و به تبع آن رفتار اجتماعی افراد داشت . صنعتی شدن از یک سو، سبب کاهش پراکندگی یک جانشین ها و تجمیع جوامع کوچک انسانی در محدوده های بزرگی به نام شهرها شد و از سوی دیگر دگرگونی هایی را در طرز تلقی از منافع فردی و روش دستیابی با آن را حادث شد. در این میان گسترش ارتباطات چهره به چهره، فربگی دایره تجربه های انسانی و بالا رفتن سطح آگاهی های عمومی سب تلاش جوامع انسانی برای یافتن جایگزین های مناسب برای قواعد حاکم بر رفتار اجتماعی خرده فرهنگی های " یک جا نشین شده " شد . بدن ترتیب و به تدریج " قراردادهای اجتماعی" منعقد شده میان خرده فرهنگ های مستقر در یک شهر جای خود را به " عرف " های رایج در هر یک از زیر گروه های انسانی داده و " مشارکت " جایگزین نظام های سیاسی ماقبل مدرن شد. اما گسرش روز افزون صنعت، تمرکز گرایی حاصل از تفکرات سنتی نظام های سیاسی حاکم، توزیع نابرابر ثروت، امکانات و کار، و دلائل دیگری از از این قبیل، تشکیل تجربیات قبلی گروه های استقرار یافته امکان عقد " قرارداد اجتماعی جدیدی " بر پایه " عرف" خرده فرهنگ های مزبور را دارد. " اندیشه " از جمله شهرهای جدیدی است که به سبب موقعیت خاص ژئوپولیتکی و با بهره گیری از مدیریتی توانمند توانسته است جمع قابل توجهی از سرریز جمعیتی کلان شهر تهران و نیز برخی گروه های اجتماعی از سایر نقاط ایران را به سرعت جذب کند . هر چند سرعت جذب، به عنوان یکی از نشانه های موفقیت برنامه ریزان و مجریان شهر جدیداندیشه به شمار می رود، اما همین موضوع برخی نگرانی ها را در مورد ساختار فرهنگی و اجتماعی آینده شهر ایجاد می کند . بر اساس آخرین سرشماری های صورت گرفته هم اکنون۱۹ هزار و ۹۵۰ خانوار با جمعیتی بالغ بر ۷۹ هزار نفر در شهر جدید اندیشه ساکن هستند که از این اعداد ۶۴/۴ درصد، قبلا در تهران سکونت داشته اند . هر چند عمده خانوارهای مزبور از مهاجران به تهران به شمار می روند اما با توجه به تجربه کلان شهرنشینی آنان، می توان نتیجه گرفت که فرهنگی غالب در شهر جدید اندیشه مشابه رویه معمول در تهران است . این امر مزیت در خود توجهی برای اندیشه می باشد اما در عین حال لزوم توجه به فرهنگ سایر ساکنان این شهر را نیز گوشزد می کند . مدیریت شهر جدید اندیشه از چند سال گذشته با توجه ویژه به مباحث فرهنگی ساکنان شهر، تلاش های وسیعی را جهت بهبود وضعیت موجود و ایجاد هویت جدید که مختص به شهر اندیشه باشد را صورت داده است . این اقدامات که با هدف ایجاد امنیت پایدار اجتماعی و رفع نگرانی های ناشی از بروز احتمالی نا امنی های درون زا و با پشتوانه کلان شهرهایی را باعث شد که به ویژه در ممالک توسعه نیافته، خود متشکل از شهرهای نابالغ به لحاظ رفتار اجتماعی مردم بوده اند. در این میان، شهرهای جدید، یکی دیگر از محصولات گریز ناپذیر دنیای صنعتی است . این دسته از کانون های زیستی نتیجه تلاش برنامه ریزان برای بهبود وضعیت معیشتی، اصلاح ساختار فضایی، مهار تمرکز گرایی جمعیت در کلان شهرها و … می باشد. شهرهای جدید اهداف متفاوتی را دنبال می کنند، انگیزه های سیاسی، ایجاد کانون های زیستی برای پشتیبانی از مراکز صنعتی، ضربه گیری موج های جمعیتی مهاجران و اسکان سرریز جمعیتی کلان شهرها از جمله این اهداف است . به رغم تفارق اهداف ایجاد شهرهای جدید، این شهرها از یک نقطه اشتراک مهم برخوردارند و آن تنوع فرهنگی و اجتماعی گروه های انسانی استقرار یافته در این گونه کانون های زیستی است . هر چن شهرهای نابالغ کنونی به ویژه در کشورهای توسعه نیافته یا درحال رشد هنوز به مفهوم واقعی از قواعد شهرنشینی مدرن بهره نمی برند اما به جبر دو عامل زمان و نیروی حاکم، کمابیش هویتی مشخص یافته اند طوری که تازه واردان را در خود هضم یا ناچار به پذیرش آن می کند . اما گونه گونی و وابستگی های فرهنگی افراد هجرت کرده به شهرهای جدید از یک سو و نوپا بودن این شهرها از سوی دیگر ،سبب نوعی ناهمگونی فرهنگی رد اجتماع جدید می شود که چنانچه چاره ای برای آن اندیشیده نشود این ناهمگونی ها به تدریج به عامل ناامنی درونی تبدیل شده، روزنه های اختلاف و سوء استفاده را گشاده کرده و قوام شهر را به مخاطره می اندازد . البته ساخت اجتماعی شهرهای جدید به علت ویژگی ها و نتایج تحقیقات علمی، نظر سنجی ها و مطالعات اجتماعی صورت می گیرد مباحثی هم چون افزاش نشاط جتماعی، بالا بردن سطح مشارکت مردم در تصمیم گیری های شهری و تقویت اعتماد عمومی را دنبال می کند . در این مقاله، مجموعه اقدامات صورت گرفته در شهر جدید اندیشه پیرامونن موضوع غنای هویت اجتماعی و رفع تهدیدات متصور در زمینه بروز احتمالی ناامنی های درون زا و نتایج آن بر اساس آمارهای رسمی تشریح شده است .