سال انتشار: ۱۳۸۶

محل انتشار: سومین کنفرانس بین المللی مدیریت جامع بحران در حوادث غیرمترقبه

تعداد صفحات: ۱۳

نویسنده(ها):

علی زاده محمدی – عضو هیأت علمی دانشگاه شهید بهشتی

چکیده:

با ورود نظریه آلپورت ۱۹۶۶ نوین درباره جهت گیری بیرونی و درونی دینی و اسنادهای درونی و بیرونی راتر (۱۹۷۵) در حوزه روانشناسی، پیرامون تاثیر جهت گیری های دینی بر سلامت روان و رویدادهای زندگی پژوهش های فراوانی انجام شد از جمله مطالعاتی رابطه مثبت و میان جهت گیری مذهبی درونی با احساس یکپارچگی، سلامت روان، ، مسئولیت پذیری و مهار خود نشان داد (کیرکپاتریک ۱۹۸۹). همچنین برگین (۱۹۸۳) در پژوهشی دریافت که دین تاثیر مثبت بر سلامت افراد واجد جهت گیری مذهبی درونی دارد و افراد با جهت گیری مذهبی بیرونی نتایج منفی می گیرند.. برای مثال جهت گیری مذهبی درونی با کاهش اضطراب و افسردگی و افزایش سلامت روانی، عزت نفس، بردباری و کنترل دارد. (بیکر وگورساچ، ۱۹۸۲، برگین و همکاران ۱۹۸۷؛ فیلن، ۱۹۹۵؛ واتسون و همکاران ۱۹۸۹).
در تجربه بم و جلسات روانشناختی که با خانواده های بازماندگان و مطالعه ای که انجام شد روش دینی قرآن کریم ظرفیتی بسیار موثرو تعاملی سازنده در بکارگیری هر دو جهت گیری درونی و بیرونی با حوادث و شرایط بازماندگان زلزله را داراست که در این مقاله دربارة روش ها و کارایی آن بحث خواهد شد. در تجربه بم با سه گروه نگرش دینی روبرو شدیم نخست کسانی که باور داشتند خداوند به آنها آسیبی بیشتر از آنچه آنها قادر به کنترل آن هستند وارد نخواهد کرد، دوم عده ای که فکر می کردند خداوند در صدد انتقال موضوع و پیامی مهم از طریق زلزله به آنها می باشد و گروه سوم که معتقد بودند. این زلزله تنبیهی از طرف خداوندبرای گناهان آنان است. این نگرشهای متفاوت بااسنادهاو جهت گیری درونی و بیرونی دینی و واکنش های روانشناختی و مقابله ای زلزله زدگان رابطه دارد.
آیات قرآن کریم، ظرفیت فوق العاده ای برای ایجاد توازن و تعادل در جهت گیری بیرونی و درونی دینی مصیبت زدگان دارد که می تواند فرد را از گرایش افراطی بیرونی و یا فشار وسواس گونه درونی دور کند و راهبردی موثر برای حفظ نیروی "خود"برای کنار آمدن با حوادث غیرمترقبهارایه دهد برای مثال از دیدگاه قرآن کریم هر مصیبت غیرمترقبه ای که خارج از توان و قدرت بشری پدید می آید، حکمت برتری دارد و سازگاری و صبوریبا آن ضروری است (اذا اصابتهم مصیبه قالو انا الله و انا الیه راجعون)؛ و چون اتفاقی از توان اراده شخصی خارج باشد مسئولیت تکلیفی بر آن نیست(لایکلف الله نفساً الا وسعاً). این نگرش برونگرد و سازنده از بار اندوه و گناهان بی پایه پیرامون اتفاقات و حواشی حوادث غیر مترقبه مانند زلزله می کاهد و پذیرش حکیمانه مصائب و ارجاع و اتکای بیرونی مثبت بر خداوند بر خودکارآمدی برای بکارگیری نیروی خود و تأثیرگذاری بر مشکل می افزاید. از سوی دیگر پذیرش حوادث غیرمترقبه به عنوان شرایطی برای رشد و اتفاقی برای آزمایش توان ذهنی و عقلانی را برای مقابله تحریک می کند. تجربه روانشناختی زلزله بم نشان داد که یکی از کارآمدترین مداخلات روانی در سازگاری مردمان با اضطراب و افسردگی حاصل از مصائب ، بکارگیری مفاهیم و شعائر مذهبی بوده است. یافته های تجربه بم نشان داد که برگزاری جلسات روانشناسی با رویکرد دینی و ایجاد توازن و تعامل دربین جهت گیری های درونی و بیرونی بازماندگان، همچنینانجام ومراسم هدفمند عزاداری و سوگ، نوشتن نامه و صحبت با افراد متوفی و خواندن دعا با هدف کاهش گناه و ناتوانی، باعث می شود تا کارآمدی افراد را برای کنار آمدن با ناراحتی های روانشناختی و سازگاری بیشتر آنها افزایش یابد.