سال انتشار: ۱۳۸۵

محل انتشار: همایش نوآوری در برنامه های درسی دوره ابتدایی

تعداد صفحات: ۱۵

نویسنده(ها):

مصطفی شیخ زاده – عضو هیئت علمی دانشگاه آزاد اسلامی واحد ارومیه

چکیده:

هدف اساسی مقاله، روشن نمودن ارتباط بین سرمایه انسانی و رشد اقتصادی است . نظریه ِی " سرمایه انسانی " بر بهره زا بودن نقش سرمایه گذاری در منابع انسانی تاکبد دارد و مبتنی بر این نکته است که این سرمایه گذاری سبب افزایش توان تولیدی و کاهش هزینه ها در افراد می گردد . موضوع پژوهش، یک بحث بین رشته ای در برنامه درسی و اقتصاد آموزش و پرورشبوده و به بررسی تاثیر سرمایه انسانی بر رشد اقتصادی و تقلیل هزینه های تحصیلی می پردازد . تحقیق ابتدا با مطالعه منابع علمی به بررسی و شناسایی عوامل موثر در کاهش هزینه های تحصیلی دانش آموزان پرداخته و سپس برنامه های درسی خاصی را در مورد استفاده صحیح از منابع مالی و امکانات تحصیلی تدوین نموده است . برنامه های درسی برای اولیا، مربیان و دانش آموزان تهیه گردیده
و سپس نتایج آموزش با پیش آزمون و پس آزمون مورد بررسی قرار گرفته است . جامعه آماری این پژوهش شامل کلیه معلمان، اولیا و دانش آموزان سطح ابتدایی شهرستان ارومیه در جریان سال تحصیلی ۱۳۸۴-۸۵ است . برای نمونه گیری از روش طبقه ای – خوشه ای استفاده شده است . نمونه پژوهش با توجه به جدول حجم نمونه کرجسی شامل ۴ نفر از معلمان و ۸۰ نفر از اولیا و
دانش آموزان از دو منطقه اقتصادی بالا و پایین شهر می باشد . ابزار اندازه گیری پژوهشعبارت از پرسشنامه بسته پاسخ در طرح چهار گزینه ای لیکرت است و دارای ۲۸ سئوال برای اولیا و مربیان است . این ابزار به صورت پیش آزمون و پس آزمون اجرا شده است . داده های توصیفی نشان می دهد که معلمان پس از آموزش از عملکرد دانش آموزان در استفاده طولانی مدت از نوشت افزارها رضایت دارند . همچنین بررسی سئوال های تحقیق نشان می دهد که آموزش باعث دقت و صرفه جویی دانش آموزان در استقاده از تراش، خط کش، مداد رنگی و ماژیک شده است .
نتایج تحلیل آزمون ویلکاکسون نشان می دهد که آموزش بر میزان صرفه جویی در هزینه های تحصیلی دانش آموزان در خانواده ) z= -7.555 ، ) p<0/00 و در مدرسه ) z=-4.946 ، ) p<0/00 موثر است . به عبارت دیگر، آموزش باعث کاهش هزینه های تحصیلی دانش آموزان در خانواده و مدرسه گردیده است .
تاثیر سطح اقتصاد و سواد خانواده بر میزان آموزش پذیری دانش آموزان در فرضیه های دیگر بررسی شد . این فرضیه ها با توجه به آزمون اندازه گیری مکررِ بین آزمودنی و درون آزمودنی مورد سنجش قرار گرفته است . فرضیه های تحقیق در هر دو عامل رد شده اند . به عبارت دیگر، سطح اقتصاد (sg=0/316 ) و سواد خانواده(sg=0 /219)بر میزان آموزش پذیری افراد مورد مطالعه تاثیر نداشته وآموزش باعث تغییر رفتار در همه گروههای مورد مطالعه گردیده است .