سال انتشار: ۱۳۸۶

محل انتشار: دهمین کنگره علوم خاک ایران

تعداد صفحات: ۳

نویسنده(ها):

محمدرضا پهلوان – کارشناس ارشد مرکز تحقیقات کشاورزی و منابع طبیعی سیستان
سیدعلیرضا موحدی نائینی – استادیار گروه خاکشناسی دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبیعی گرگان
غلامرضا اعتصام – کارشناس ارشد مرکز تحقیقات کشاورزی و منابع طبیعی سیستان
غلامعلی کیخا – کارشناس ارشد مرکز تحقیقات کشاورزی و منابع طبیعی سیستان

چکیده:

خشکی ( و مقاومت مکانیکی حاصل از خشکی ) از عوامل محدود کننده رشد و عملکرد محصولات در مناطق خشک می باشد . در طول تنش خشکی، مقدار آب و پتانسیل آب گیاهان کاهش می یابد و منجر به کاهش معنی داری در جذب CO2 که برای عمل فتوسنتز لازم است می گردد [.۵] لی و همکاران [۳] مشاهده کردند که در مقایسه با تیمارهای بدون آبیاری، انجام آبیاری در دوره خشکی بطور معنی داری می تواند بیوماس ریشه را افزایش دهد . کمبود رطوبت در گندم بهاره سبب کاهش رشد اندامهای هوایی و فتوسنتز می گردد [.۴] در بررسی انجام شده توسط فاهونگ و همکاران [۲] بر روی دو رقم گندم در یک خاک لومی مشاهده شد که در روش کاشت جوی و پشته ای مقدار خلل و فرج خاک بیشتر از روش کاشت مسطح بوده است که سبب کاهش وزن مخصوص ظاهری خاک گردیده است؛ همچنین روش کشت جوی و پشته ای در مقایسه با کشت مسطح موجب افزایش جذب ازت همراه با افزایش ۱۰ درصدی در عملکرد گندم گردید . بکر و همکاران [۱] مشاهده کردند که در روش جوی و پشته ای وزن مخصوص ظاهری خاک، نفوذپذیری و در نهایت ساختمان خاک بهبود یافته و عملکرد دانه گندم ۱۸ درصد نسبت به کشت مسطح بیشتر بود . شفیق و همکاران [۶] در یک آزمایش مزرعه ای در یک خاک شور و سدیمی با بافت لوم رسی شنی در دو روش فاروئی و مسطح مشاهده کردند که به ترتیب حدود ۶۸ و ۴۷ درصد افزایش در عملکرد دانه و بیوماس ریشه
تحت روش آبیاری فاروئی در مقایسه با روش آبیاری کرتی در ذرت به دست آمده است . به دلیل وجود تنش های رطوبتی ( و یا مقاومت مکانیکی حاصل از خشکی ) در اراضی منطقه سیستان، این تحقیق با یافتن مناسبترین روش کاشتی که سبب کاهش وزن مخصوص ظاهری خاک، افزایش رشد ریشه و در نهایت سبب افزایش عملکرد در سطوح مختلف آبیاری شود انجام گردید