سال انتشار: ۱۳۹۳
محل انتشار: اولین کنفرانس سراسری توسعه پایدار در علوم تربیتی و روانشناسی، مطالعات اجتماعی و فرهنگی
تعداد صفحات: ۱۳
نویسنده(ها):
احسان گنجعلی – فوق لیسانس جمعیت شناسی و مدرس مدعو دانشگاه پیام نور زابل
احمد میرگل – فوق لیسانس علوم تربیتی و عضو هئیت علمی دانشگاه پیام نور زابل

چکیده:
هدف اصلی این مقاله بررسی تحولات ساختار جمعیت کشور( ترکیب سنی و بعد خانوار)، بر میزان طلاق طی دو سرشماری ۹۰-۸۵ می باشد. با توجه به تحولات چشمگیر تغییرات بعد خانوار در سال های اخیر ، سوال اصلی این پژوهش این است، با توجه به تحولات ساختار جمعیت کشور( ترکیب سنی و بعد خانوار)، شدت و میزان طلاق چه تغییراتی کرده است؟ برای چارچوب نظری این بررسی از نظریه تنوع و پراکندگی( چرلین) و نظریه گذار دوم جمعیتی (لستهاق ) استفاده نمودیم . روش مطالعه اسنادی بر پایه تحلیل ثانویه، منبع اصلی داده ها و اطلاعات را نتایج سرشماری های نفوس و مسکن مرکز آمار ایران و سالنامه آماری مرکز ثبت احوال ۸۵ و ۹۰ تشکیل می دهد. به لحاظ روش شناسی تحلیل، استان های کشور را از نظر بعد خانوار و میزان طلاق به سه گروه تقسیم نمودیم که شامل استان های سطح بالا {استان هایی، که از نظر بعد خانوار در پایین ترین سطح و از نظر میزان طلاق در بالاترین سطح باشند}، استان های سطح متوسط:{استان هایی،-که از نظر بعد خانوار و میزان طلاق پایین تر از استان های سطح بالا و بالاتر از استان های سطح پایین می باشند}، استان های سطح پایین {استان هایی، که از نظر بعد خانوار در بالاترین سطح و میزان طلاق در پایین ترین سطح قرار دارند}. نتایج نشان می دهد که با توجه به شاخص بعد خانوار، استان هایی که در بالاترین سطح از نظر بعد خانوار قرار دارند، میزان طلاق آنها کمتر است به عبارتی هر چه استان ها از نظر بعد خانوار در سطح بالاتری قرار داشته باشند میزان طلاق آنها پایین تر از استان هایی است که بعد خانوار آنها کمتر است. همچنین مقایسه درصد رشد سالانه ی تعداد ازدواج و طلاق با درصد رشد سالانه ی تعداد کل جمعیت در کشور طی سال های ۷۵-۱۳۶۵ نشان داد که رشد سالانه ی تعداد ازدواج ها در کشور از متوسط رشد سالانه ی جمعیت کشور بیشتر بوده است، ولی طی سال های ۸۵-۱۳۷۵ و ۹۰-۱۳۸۵ شاهد رشد چشمگیر تعداد طلاق ها در کشور هستیم.