سال انتشار: ۱۳۸۸

محل انتشار: همایش بین المللی بزرگداشت یکصد و پنجاهمین سال حیات فعال جمال الدین حسینی اسدآبادی

تعداد صفحات: ۱۶

نویسنده(ها):

زهرا منزه – دانشجوی کارشناسی ارشد تاریخ دانشگاه بین المللی امام خمینی

چکیده:

بی شک آغاز گر حرکت های اصلاحی در صد ساله اخیر سید جمال است که با تفکر و اندیشه ی اصلاح ی خود، در صدد آگاهی و بیداری مسلمانان بود. او دلایل عقب ماندگی مسلمانان را استبداد داخلی و استعمار خارجی می دانست؛ و برای مبارزه با این دو عامل فلج کننده، آگاهی سیاسی و شرکت فعالانه مسلمانان در سیاست را واجب و لازم می شمرد. او برای تحصیل مجد و عظمت از دست رفته مسلمانان و به دست آوردن مقامی در جهان که شایسته ی آن هستند، بازگشت به اسلام نخستین و در حقیقت حلول مجدد روح اسلامی واقعی رادر فاصله کالبد نیمه مرده مسلمانان، فوری و حیاتی میدانست. وی به شدت با بدعت زدایی و خرافه گرایی مبارزه می کرد و مسلمانان را به یادگیری علوم و فنون جدید و اقتباس تمدن غربی فرا می خواند. وی بر استمرار و یادگیری زبان بومی و تداوم فرهنگ و آداب و رسوم سنتی ملل تأکید داشت. از طرف دیگر جنبش نو گرایی در هند نیز با سید احمد خان آغاز شد. او نیز همچون سید جمال به دنبال آگاه ساختن و پیشرفت هندیان بود و همانند وی مخالف با خرافات بود و با عقایدی که عوام مسلمانان قرن های درستی آن ها را مسلم می گرفتند، ولی به نظر او مانع پیشرفت مسلمانا ن بود؛ مبارزه می کرد. از دیدگاه این اندیشمند بزرگترین سبب عقب ماندن هندیان، همان استیلی جهل است و سبب عمده آن نیز تعصب کورکورانه است که به واسطه آن هندی ها از انگلیسی ها و سایر فرنگی ها اجتناب ورزیده واز علوم وتمدن آنها نیز پرهیز کرده و علوم طبیعی وفلسفی را مخالف دین شمرده و به عادات ورسوم اجدادی متمسک هستند. لذا برای آگاهی مردم هند علاوه بر تاسیس دانشگاه علیگر، تفسیری جدید نیز بر قران کریم نوشت. هرچند هدف هر دو حرکت اصلاحی پیشرفت و مجد مجدد مسلمانان بوده است و هر دو متفکر بر فاکتور هایی اساسی همچون زبان ودین که با روح وجان مسلمین عجین شده است وهمچنین بر یادگیری علوم وفنون غربی تاکید داشتند ؛ اما میزان اهمیت و نوع رویکردشان نسبت به هر یک از این عوامل، متفاوت بود. نوشتار حاضر سعی بر این دارد که با بیان دیدگاه هر دو متفکر راجع به علل عقب ماندگی مسلمانان و راه حل هایی که بیان داشته اند ؛ محور های اساسی را در تفکر اصلاحی آن دو باز شناسی و پس از آن به تفاوت رویکرد آنان نسبت به هر یک از این عوامل بپردازد. به بیان دیگر هدف از تحریر این مقاله باز شناسی نقاط تشابه واختلاف تفکر اصلاحی این دو اندیشمند میباشد.