تناقض رفتاری در شغاد: شغاد برای رسیدن به هدف و خواستهاش؛ یعنی برتری بر رستم و تحقیر او، هر خواری و خفتی را به جان میخرد. وی برای اجرای نقشهاش برای رفتن به سیستان، از شاه کابل میخواهد که بدترین دشنامها وتوهینها را به او بگوید (قبول، :(۷۲ :۱۳۸۸

شاه کابل همینگونه عمل میکند و شغاد در مجلس بادهنوشی از خود و خاندانش لافها میزند و گزافهها میگوید وشاه کابل او را تحقیر و خوار میکند:»فرد مستبد دارای عقده حقارت اگر سر به زیر و فروتن است، فقط برای رسیدن به اریکه قدرت است.

در این راه اگر لازم بیند، به زانو میافتد، زمین را میبوسد و این را به آن امید انجام میدهد که روزی فراز تخت قدرت، ناظر زانوزدن دیگران و ناکامی آنها باشد، تمام این تناقضگوییها به مانند عناصری هستند که در مجموع یک پیکرهی واحد را تشکیلمیدهند و در موقعیتی رفتار او را تحت تأثیر قرار میدهند« (اسپربر،.(۱۳۷۹:۳۶در ابیات بالا، شغاد به این دلیل رستم را تمجید میکند تا بتواند در پایان برتری خویش را بر رستم نشان دهد.

نمونـهای دیگـر از تناقض رفتـاری در شغـاد در پایـان داستان نمود پیدا میکند. وی از یک سو کشته شدن رستم را از عدالت میداند و از سوی دیگر عامل قتل رستم را اهریمن میداند . »این تناقضهای رفتاری و فکری و نفرت در شخصیّت شغاد باعث شده او نظام ارزشگذاری ذهنی خود را از دست دهد و دچار نوعی واژگونی ارزشی شود به گونهای که او نتواند میان انسان فرزانه و دیوانه و یا برادر و بیگانه تمایزی قایل شود و یا دلاوریها و از خودگذشتگی های رستم را برای ایران تارج و غارت میبیند« (قبول، .(۷۳ :۱۳۸۸