سال انتشار: ۱۳۸۷

محل انتشار: کنفرانس ملی خرما، چالشها و پتانسیلهای تولید و صادرات خرما در ایران

تعداد صفحات: ۹

نویسنده(ها):

محمدعلی نخعی مقدم – کارشناس شرکت سهامی توسعه منابع آب و خاک سیستان
حجت الله ملک – کارشناس شرکت سهامی توسعه منابع آب و خاک سیستان
صفورا سرگزی – کارشناس اداره کل محیط زیست استان سیستان و بلوچستان

چکیده:

جلگه پست و هموار سیستان با مساحت بیش از ۱۵ هزار کیلومتر مربع در محدوده جغرافیایی ۱۵، ۳۰ تا ۳۰، ۳۱ عرض شمالی و ۰۰، ۶۱ تا ۱۳، ۶۱ طول شرقی واقع شده است. این منطقه با ۲,۶۷ درصد از اراضی کشاورزی استان از قدیم‌الایام یکی از مناطق عمده‌ی کشاورزی فلات ایران محسوب می‌شده است. اهمیت اقتصادی-اجتماعی این دشت در ابعاد ملی، نقش فعالیت‌های کشاورزان در اقتصاد منطقه و معیشت مردم و موقعیت ژنوپلتیکی و قومی و فرهنگی خاص منطقه سیستان در شرق کشور سبب شده است که خصوصا در دو سه دهه اخیر به منظور توسعه فعالیتهای کشاورزی، سرمایه‌گذاری‌های کلانی برای ایجاد زیربناها و احداث تاسیسات آبی صورت پذیرد. اما از گذشته‌های دور تا کنون وضعیت کشت و کار و فعالیت در دشت سیستان تابع نوسانات آبی رودخانه هیرمند بوده است. بررسی متوسط سطح زیر کشت محصولات باغی در سیستان (کمتر از ۲ درصد) در مقایسه با محصولات زراعی نشان دهنده نسبت نامتعادلی از ترکیب کشت در منطقه است. با توجه به اینکه خرما یکی از محصولات مهم و عمده کشاورزی ایران است که منبع درآمد عده کثیری از کشاورزان مناطق محروم کشور به حساب می‌آید و سابقه کشت و پرورش آن در ایران به چهارهزار سال قبل از میلاد می‌رسد ولی سطح زیر کشت این محصول مهم باغبانی در سیستان در مقایسه با گذشته تغییر محسوسی نداشته است. از دلایل عمده محدود کننده توسعه سطح زیر کشت خرما در منطقه می‌توان به محدودیتهای اقلیمی از جمله وزش تقریبا مداوم بادهای فرساینده خصوصا وزش بادهای ۱۲۰ روزه همزمان با دوره رشد و نمو میوه خرما، محدودیتهای منابع آب از جمله نوسانات سالانه و تغییرات فصلی دبی آب رودخانه هیرمند، محدودیتهای منابع خاک از جمله وجود لایه غیرقابل نفوذ در سطح خاک، تنگناهای اجتماعی و اقتصادی از جمله ناتوانی و بی‌میلی کشاورزیان و عدم احساس امنیت آنها در سرمایه‌گذاری، محدودیت‌های تامین نهاده‌ها از جمله دوری یا فقدان مراکز توزیع نهاده‌ها، کمبود عرضه، فقر مالی، ضعف دانش و اطلاعات و محدودیت‌های اجرایی به علت پراکندگی و کوچکی قطعات اراضی کشاورزی و حاکمیت نظام خرده مالکی در سیستان اشاره کرد. با توجه به محدودیت‌های اشاره شده در یک نتیجه‌گیری کلی می‌توان چنین بیان داشت که موفقیت در توسعه و افزایش سطح زیر کشت خرما تنها با فراهم نمودن مجموعه‌ای هماهنگ از عوامل انسانی، اقتصادی، اقلیمی، محیطی، اجتماعی، فرهنگی و انگیزشی که به صورت توامان بایستی مدنظر قرار گیرند و با فعالیتهای تحقیقاتی مستمر در گزینش ارقام مناسب و سازگار با شرایط خاص منطقه‌ای و ترویج این ارقام در منطقه امکان‌پذیر می‌باشد. افزایش سطح زیر کشت این محصول مهم با ارزش غذایی فراوان می‌تواند با افزایش درآمد عمومی از طریق ارزش افزوده محصول، ایجاد اشتغال مولد، ارتقای سطح زندگی کشاورزان و کمک به تغییر الگوی کشت منطقه تحولی ارزشمند در جهت توسعه کشاورزی منطقه سیستان ایجاد نماید.