ب=b

حرف دوم از الفبای فارسی و عربی و ابجد است و در حساب جُمال آنرا مساوی دو حساب کنند

حرف «ب» مطابق «به» گاهی پیش از حرف مصوت ساکن می شود :

جها ندار طهمورث بافرین بیامد کمر بسته   رزم و کین « فردوسی »

اگر در کلمه ای «نون» قبل از «ب» واقع شود در بسیاری از کلمات در «تلفظ» نون به میم بدل می شود : انبان « امبان » جنبان « جمبان » دنبه « دمبه » و در بعضی از کلمات نون وب « نب» بدل به میم می شود : خنب «خم » خنبره «خمره » سنب « سم ، دنب « دم »

۲- حرف «ب» اگر قبل از فعل بیاید ( با و تأکید یا زینت ) متصل به فعل نوشته میشود. مانند: بگو ، برفت. اما اگر قبل از اسم بیاید بهتر آن است که به صورت «به» و جدا از آن نوشته شود . و همچنین است اگر بر سر بقیه انواع کلمه بیاید مانند : به تقی ، به خانه ، به او.

تذکر – در کلماتی از قبیل : بدان : بدین : بدیشان : بدو . . . . نمی توان « با » را جدا نوشت .

۲۶ – مرحوم استاد بهمنیار عقیده داشتند که کلماتی از قبیل « ابوالهوس و ابوالعجب و ابوالفضول » را باید « بلهوس و بلعجب و بلفضول » نوشت و کلمه   « بل » از ادوات تکثیر است . ولی اغلب با این عقیده موافق نیستند .

ت=t

این حرف چهارمین حرف الفبای فارسی وسومين حرف الفباى تازی و بیسه مت و دوهینن . دارد. به بی: .

حرف از ابجد است و ا نرا “نای قرشت و نای مشتاق فوقانی گویند و در حساب جمل’ر چهارصد محسوب دارند قبل از ضمیر متصل مفرد مخاطب”ت” درحال اتصال اضافه به کلمات مختوم  به الف و واو » یا ئی اضافه می کنند مثل : پایت ، گیسویت . ولی گاه «باع » حذفی میشود مثل ای که اندر چشمه   شور است جات /تو چه دانی شط جیحون و فرات . قہل از ضمیر متصل مفرد مخاطب درحال اتصال اضافه  به هاء غیرملفوظ اضافه میشود .