در این پژوهش رابطه ابعاد ساختار سازمانی با نوآوری شغلی مورد بررسی قرار گرفته است. که نتایج حاصل از این پژوهش حاکی از تأیید فرضیه های تحقیق می باشد. نتایج پژوهش حاضر، رابطه منفی بین پیچیدگی و نوآوری را تأیید نمود. این یافته همسو با نتایج پژوهش های وست (۱۹۸۰)، کاندو((۱۹۹۶، هنسن (۲۰۰۳) و امیدی (۱۳۸۵) می باشد.

کاتز و آلن۱۹۸۸ ۱، معتقدند که باید سیستم های ارتباطی را چنان بنا کرد که افراد بتوانند به طور رو در رو از ایده های جدید افراد دیگر اطلاعات کسب کنند. ارتباطات رو در رو به افراد امکان تبادل سریع ایده ها، تحلیل سریع داده ها و به دست آوردن اطلاعاتی را می دهد که ارتباط بیشتری با کار آن ها دارد. که این مستلزم وجود پیچیدگی کم در سازمان است تا ارتباطات سریع تر باشد.

لیوسکیو۱۹۹۶ ۱ ، معتقد بود سازمان هایی که توان برخورداری از نیروهای با سطح تحصیلات بالا را ندارند، ممکن است نسبت به تغییرات محیطی به دلیل کمبود تحصیلات آکادمیک مقاومت نشان داده یا به صورت جریان عادی و رایج نسبت به آن واکنش نشان دهند. کاندو۱۹۹۶ ۲، طی تحقیقی اظهار داشت، هرچه پیچیدگی عمودی در سازمان بیشتر باشد به همان نسبت از توان نوآوری افراد کاسته می شود. به طوری که برای ایجاد تعادل و تناسب بین سلسله مراتب سازمانی و توان نوآوری، مدیران سازمان ها باید از انعطاف بیشتری در اجرای امور مربوط به دوایر خلاق سازمانی برخوردار باشند.

نتایج پژوهش حاضر، رابطه منفی بین رسمیت و نوآوری را تأیید نمود. این یافته همسو با نتایج پژوهش های دامن پور (۱۹۹۱)، ولف (۱۹۹۵)، بنیس (۱۹۹۸) و لی یوح چن (۲۰۰۴) می باشد.