سال انتشار: ۱۳۸۴

محل انتشار: دومین کنگره سراسری خانواده و مشکلات جنسی

تعداد صفحات: ۱۱

نویسنده(ها):

مرضیه اربابان اصفهانی – کارشناسارشد راهنمایی و مشاوره
مینا قافله کش کرمانی – کارشناسارشد راهنمایی و مشاوره

چکیده:

خانواده یکی از ارکان اصلی جامعه به شمار می رود . دستیابی به جامعه سالم ، آشکارا در گرو سلامتخانواده و تحقق خانواده سالم مشروط بربرخورداری افراد آن از سلامت روانی و داشتن رابطه مطلوب با یکدیگر است . از این رو سالم سازی اعضای خانواده و رابطه هایشان بی گمان( اثرات مثبتی را در جامعه به دنبال خواهد داشت .( پورعابدینی – ۱۳۸۰ در بیشتر موارد پدیده های اطرافما در مناسبات جنسی تأثیر می گذارد . شادی و اندوه ، پیروزی و شکست، محرومیت یا برخورداری ، وضعیت اجتماعی ، روابط فامیلی ، تغذیه و بهداشت ، آب و هوا و بسیاری از پدیده های دیگر از عوامل تشدید یا تضعیفکننده نیروی جنسی به شمار ( می آیند .( تقدمی – ۱۳۸۳ اگر محیط خانواده سالم و معتدل باشد برای ایجاد آرامشو نشاط و تأمین رشد بدنی و نفسانی بهترین محیط است و به طور قطع هیچ محیطی ( نمی تواند جایگزین آن شود . ( بهشتی – ۱۳۸۳ یکی از انگیزه های زیبا و متعالی بشر گرایشاو به تشکیل خانواده و داشتن فرزند است. اولین مرحله در تشکیل خانواده داشتن انگیزه صحیح برای این کار است . آفرینشزن و مرد به گونه ای استکه هیچ یکاز آنها به تنهایی نمی توانند به خوشبختی برسند و همه نیازهای خود را برآورده سازند . به عبارتدیگر برخی از استعدادهای زن و مرد پساز ازدواج و تشکیل خانواده به رشد متعالی خود می رسند . برای زن ومردی که با یکدیگر پیمان زناشویی می بندند و وارد زندگی مشترکمی شوند پرداختن به وظایفهمسری و جلبرضایتخاطر همسر و بالاخره رونق بخشیدن به کانون خانواده از مهمترین امور به شمار می روند . لازمه عشق و محبت این است که هر یکاز زوجین به فکر راحتی ، رضایت و رفاه طرفمقابل باشد و از آزردن و ناراحتکردن او به طور جدیبپرهیزند و تا آنجا که می تواند وسایل رشد و راحتی او را فراهم سازد . خواسته مرد عشق ورزیدن و خواسته زن مورد عشق و علاقه قرار گرفتن است . خودنمایی و دلربایی و افسونگری در زن زمینه فطری بسیار شگرفی دارد تا از این طریق بتواند دل مرد را تصاحبکند ، زن دوستدارد دل شوهر شدر انحصار محبت او باشد و کسی در دل شوهر جای او را نگیرد . البته دوستداشتن دیگران لزوماً به معنی دوستنداشتن همسر نیست . بسیاری از اختلافات خانوادگی ریشه در این عامل اساسی دارد که زن به خواسته اصلی خود نمی رسد و خویشتن را در تصاحبدل همسر و جلب عشق و محبت او ناتوان می بیند اما آن را بیان نمی کند بلکه به طور ناخودآگاه ،ناسازگاری و رفتارهای اعتراضآمیز دیگری را در پیشمی گیرد . ( بنابراین آگاهی از خواسته زوجین به طور متقابل و رعایتآنها می تواند ضامن بقاء خانواده و زندگی زناشویی باشد . ( نامدار مقدم – ۱۳۸۲ بزرگترین مشکل ما در زندگی زناشویی این استکه تمایل داریم وانمود کنیم که همسرانمان همانند ما هستند ، این که فکر می کنیم که اگرهمسرمان ما را دوست دارد بایستی همانند ما فکر کند و احساساتشمانند ما باشد کاملاً اشتباه است . اگر چیزی او را آزار می دهد وانمود می کنیمکه روش ما برای حل آن مشکل بهترین استکه البته چنین اتفاقی نادر است . با درکبیشتر از چگونگی رفتارهایمان می توانیم از ناامیدیها و ناکامی ها جلوگیری کنیم ، ذکر این نکته قابل توجه استکه مردان و زنان در شرایط مختلفعکسالعملهای متفاوتی را نشان می دهند به ما ( کمکخواهد کرد که به جای مخالفتبا تفاوتها راههای پذیرفتن آنها را پیدا کنیم . ( فتحی – ۱۳۸