سال انتشار: ۱۳۸۴

محل انتشار: دومین کنگره سراسری خانواده و مشکلات جنسی

تعداد صفحات: ۱۸

نویسنده(ها):

پریسا شفیعی – کارشناس ارشد مشاوره
باقر ثنایی ذاکر – استاد گروه مشاوره دانشگاه تربیت معلم تهران

چکیده:

دیدگاه های فمنیستی در توسعه و مرکزیت دادن به مفاهیمی چون تمایل جنسی و هویت جنسی و درپرداختن به تأثیرات ساختار جامعه و سلسله مراتب قدرت بر این مفاهیم بسیار مؤثر بوده است. پذیرش مردانگیتوأم با نقش غالب و زنانگی توأم با نقش تابع، زنان را در فراروی از نوع احقاق جنسی خود با مشکل روبرو کرده است. در این راستا، پژوهش حاضر به بررسی رابطه بین احقاق جنسی، تمایل جنسی، هویت جنسی و مدت زمانرابطه جنسی در بین زنان متأهل پرداخته است. به همین منظور نمونه ای به حجم ۲۰۰ دانشجوی زن متأهل ( ۲۰-۳۰ ساله) ساکن در خوابگاه های شهر تهران به روش کومه ای انتخاب گردید. داده های مورد نیاز از طریقپرسشنامه های احقاق جنسی (هالبرت، ۱۹۹۱ )، تمایل جنسی (هالبرت، ۱۹۹۲ ) و مقیاس هویت جنسیت مردانگی برای زنان (بلنکارد و فروند، ۱۹۸۳ ) بدست آمد. رابطه دو به دو بین متغیرها از طریق ضریب همبستگیفای محاسبه شد. همچنین، برای پیش بینی احقاق جنسی از طریق تمایل جنسی و هویت جنسی از تحلیل رگرسیون گام به گام استفاده گشت. نتایج پژوهش حاکی از آن است که تنها بین تمایل جنسی و احقاق جنسی رابطه معناداری وجود دارد و صرفاَ تمایل جنسی قادر به پیش بینی احقاق جنسی است. لذا، می توان نتیجهگرفت که زنان در قالب هر دو هویت و تحت ساختار قدرتمند جامعه اکثراَ از احقاق جنسی پایینی برخوردارند واحقاق جنسی بالای زنان نشانگر توانایی آنان در عدم تأثیر پذیری از ساختار قدرتمند جامعه است. همچنین، فراروی از هنجار ابراز غیر مستقیم تمایل جنسی در زنان و تلقی آن به عنوان یک ناهنجاری و پیدایش هر گونه عکس العمل منفی در زوج جنسی از دیدگاه زنان و نقش سازگاری زنان با توانایی های جنسی و شرایط همسران خود، در دراز مدت بر ابراز تمایل جنسی و رابطه بین مدت زمان رابطه جنسی و احقاق جنسی مؤثر است