سال انتشار: ۱۳۸۴

محل انتشار: دومین کنگره سراسری خانواده و مشکلات جنسی

تعداد صفحات: ۴

نویسنده(ها):

الهام فروزنده – کارشناس ارشد روان شناسی بالینی دانشگاه اصفهان
علیرضا بابادی – کارشناس ارشد روان شناسی بالینی دانشگاه شیراز

چکیده:

در بررسی علل اختلالات جنسی، به نقش یادگیری های قبلی فرد وآموزش هایی که از سوی خانواده و محیط به وی داده می شود، توجه شده است(کاپلان، ١٩٧٩ ). مسترز و جانسون در مطالعات خود(١٩۶۶ ) مذهبی بودن را مانعی برای فعالیت جنسی طبیعی دانسته و در سبب شناسی ناتوانی های جنسی، به نقش گسترده دین و مذهب (خصوصاً ارتدوکس) اشاره کرده اند. خانواده های سخت گیر وتعصبی که از اصول مذهبی آگاهی کافی ندارند، به فرزندان خود می آموزند که احساسهای جنسی،گناه آلود و ناپاکند(کجباف، ١٣٧٨ ). برخی پژوهش ها نشان داده اند که افراد مذهبی، نسبت به کسانی که کمتر مذهبی اند، روابط جنسی را در سنین بالاتری تجربه می کنند(لامرز و همکاران، ٢٠٠٠ ؛ بروستر و همکاران، ١٩٩۶ این یافته ها در مطالعه هولدر و همکاران( ٢٠٠٠ ) و مت وهمکاران( ١٩٩٨ ) تائید نشده اند. لامرز و همکاران( ١٩٩٨ ) به تاثیر نامناسب مذهب بر روابط جنسی مردان اشاره می کنند اما لاکسمانا( ٢٠٠٣ ) این نتیجه را با یافته های پیشین در تضاد دانسته و مذهب را مانع رابطه مطلوب جنسی نمی داند. ماهونی و همکاران( ١٩٩٩ ) نشان دادند انجام فعالیتهای مذهبی مشترک و مناسک دینی موجب افزایش کیفیت رابطه زناشویی و رضایتمندی بیشتر از رابطه با همسر می شود. از سویی داشتن گرایشات مذهبیبا کاهش تعداد شرکای جنسی رابطه دارد(ویتاکر و همکاران، ٢٠٠٠ ؛ رزنتال و همکاران، ١٩٩٩ ؛ و اکنر، ١٩٩٨ ) و زنانی که نگرش های مذهبی دارند، نسبت به زنانی که دارای نگرش های مذهبی کم بوده یااصلا به مذهب اعتقاد ندارند، دارای روابط جنسی موفق تری هستند(فیشر، نقل از کجباف، ١٣٧