سال انتشار: ۱۳۸۶

محل انتشار: چهارمین همایش ملی علوم و مهندسی آبخیزداری ایران مدیریت حوزه های آبخیز

تعداد صفحات: ۱

نویسنده(ها):

بهمن چهرمنوری – معاونت آبخیزداری سازمان جنگلها مراتع و آبخیزداری

چکیده:

تخریب منابع آب و خاک و آلودگیهایزیست محیطی در کشورهای در حال توسعه به ویژه در نواحی خشک و نیمه خشک دنیا یکی از چالشهای عمده برنامه ریزان توسعه پایدار در این مناطق محسوب می شود . استفاده مناسب از سرزمین در محدوده حوزه های آبخیز موجب بهره برداری بهینه از منابع و کاهش خطرات مربوط به فرسایش، رسوب، سیل و خشکسالی می گردد . تفکر استفاده از سرزمین زا دهه ۱۹۳۰ میلادی که مسائل مربوط به کاهش فرسایش خاک در اراضی زراعی مطرح بود تبلور یافت و تحول تاریخی آن را می توان به سه دوره متمایز نمود . دوره اول که از دهه ۱۹۳۰ شروع می شود و بیشتر به بهره برداری مناسب از راضی زراعی معطوف بوده است . و دوره دوم استفاده مناسب از فضای جغرافیایی و مباحث مربوط به توسعه اقتصادی را شامل می شد که از دهه ۱۹۵۰ آغاز گردیده است و دوره سوم در ارتباط با کنترل آلودگیهای زیست محیطی از دهه ۱۹۷۰ شروع و در حال حاضر این تفکر ادمه دارد .
روشهای ارائه شده توسط USDA و USBR از جمله روشهای مرتبط با استفاده بهینه از اراضی کشاورزی می باشدکه به علت جامعیت، این روشها هنوز مورد استفاده قرار می گیرند . روشهای دیگری نیز در این دهه بر اساس شاخص بهره وری خاک ارائه گردیدند که تا حدودی قابلیت کاربرد داشته اند . استفاده مناسب از فضای جغراف یایی به منظور توسعه اقتصادی در تعدادی از کشورها از قبیل آلمان، سوئد، اسپانیا، کانادا، هلند، استرالیا و غیره در دهه ۱۹۵۰ رایج گردید . روش فائو که عمدتا بر اساس خصوصیات خاک و مبتنی بر روش USBR می باشد برای تعیین توان و تناوب اراضی در دهه ۱۹۷۰ ارائه شد که مناط ق اکولوژیکی و اراضی کشاورزی را در برمی گرفت و از کاربرد لازم برای مناطق وسیع برخوردار بوده است . این روش به دلیل درنظر گرفتن مسائل زیست محیطی برایاستفاده در تعیین توان سرزمین مناسب است ولی از کاربرد لازم در مناطق کوچکتر برخوردار نمی باشد و تعیین تناسب در ای ن مناطق با این روش مناسب نخواهد بود . روشهای دیگری در این دوره توسط محققین مختلف ارائه شدند که عمده ترین آنها روش LESA می باشد که توسط SCS در سال ۱۹۸۵ میلادی ارائه گردید