سال انتشار: ۱۳۹۳
محل انتشار: اولین کنفرانس ملی تحقیق و توسعه در هزاره سوم
تعداد صفحات: ۱۲
نویسنده(ها):
فاطمه سلامت – دانشجوی کارشناسی ارشد زبان و ادبیات فارسی ، موسسه آموزش عالی غیرانتفاعی گلستان، گرگان ،ایران
محمدرضا دیری – استاد یار موسسه آموزش عالی غیرانتفاعی گلستان، گروه زبان و ادبیات فارسی،گرگان ،ایران
ابوالفضل علی کوچکی – مربی موسسه آموزش عالی غیرانتفاعی گلستان، گروه زبان و ادبیات فارسی،گرگان ،ایران

چکیده:
امروزه مکاتب نقدی و نظریه های ادبی ، نگاهی تازه و دقیق تر را به خوانندگان این متون می آموزند. بنابراین بااین چشم انداز می توان با دیدی متفاوت ، به بررسی آثار ادبی گوناگون پرداخت. یکی از نظریاتی که در دهه ها ی اخیرموردتوجه نظریه پردازان عرصه ی نقد ادبی مدرن قرار گرفته است تو ه به ساختار قصه ها و حکایت ها و به تعبیر سادهترپرداختن به صورت و فرم آثار روایی- ادبی ملل مختلف است. ولادیمیر پراپ ، پژوهشگر نامی این عرصه با ارائه ی نظریه ی منحصربفردخود به تحلیل ریخت شناسانه ی قصه پرداخت. وی در ابتدا کوشک ترین عناصر سازنده قصه را کشف و شناسایی کرد و سپس روابط بیناین عناصر را دریافت و خط سیر قصه را معین نمود. این روش پراپ به عنوان الگویی مستقل ، قابل تعمیم به اکثرداستانهای کهن ملل است . در این مقاله ، داستان رست و اسفندیار که برگرفته از شاهنامه ی فردوسی است ، براساس الگوی پراپ مورد تحلیل و بررسی قرار گرفته است . با تو جه به این که داستان دارای دو قهرمان است ابتدا داستان ، براساس قهرمانی رستم و سپسبر اساس قهرمانی اسفندیار طبق الگوی پراپ ریخت شناسی گردیده است و سپس نتایج هر یک با ارائه ی نموداری متفاوت نشان داده شده است.