سال انتشار: ۱۳۸۵

محل انتشار: نهمین همایش ملی بهداشت محیط

تعداد صفحات: ۱

نویسنده(ها):

حلیل جلالی – کارشناس مسئول بهداشت حرفه ای مرکز بهداشت شماره یک اصفهان
رضا امیرخانی – کارشناس بهداشت حرفه ای مرکز بهداشت شماره یک اصفهان

چکیده:

مقدمه: بررسی موارد مشترک آیتمهای بهداشتی در کارگاههای فنی خدماتی و تولیدی و یا در واحدهای تهیه و توزیع مواد غذایی امر اجتناب ناپذیر از طرف پرسنل بهداشت حرفه ای و یا پرسنل بهداشت محیط تلقی می گردد. به عبارت دیگر در بازدیدهای انجام شده از کارگاههای تحت پوشش بازرسی بهداشت حرفه ای و یا بهداشت محیط به موارد مشترکی برخورد خواهیم کرد که بررسی تشخیص و تصمیم گیری رابرای پرسنل مربوطه در بعضی موارد با مشکل مواجه ساخته و این نگرانی را بوجود خواهد آورد که بررسی موارد مهمی همچون آب، فاضلاب، دفع زبال، طبخ غذا و … از طرف پرسنل بهداشت حرفه ای مورد غفلت قرار گرفته و یا بدرستی مورد دقت قرار نگیرد و یا برعکس بررسی همچون سروصدا دود و دمه و یا شرایط جوی در بعضی واحدهای تهیه و توزیع مواد غذایی از طرف پرسنل بهداشت محیط به همین سرنوشت دچار شود. بی شک در صورت پذیرش چنین واقعیاتی بازرسی های انجام شده نتایج مطلوب و کامل را در بر نخواهد داشت. هدف از این پژوهش مقایسه بین شاخصهای بهداشت حرفه ای و محیط در کارگاههای صنفی تحت پوشش و بازرسی شده در شهر اصفهان می باشد تا پس از آن به صورت نسبی مشخص گردد تناسبی بین بهسازی شاخصهای بهداشت محیط و بهداشت حرفه ای وجود دارد یا خیر. روش بررسی: پژوهش حاضر از نوع توصیفی بوده و ابزار جمع آوری اطلاعات پرسشنامه ای شامل سه قسمت مشخصات دموگرافیک- پنج شاخص بهداشت حرفه ای و پنج شاخص بهداشت محیط، جامع پژوهش تعداد ۳۸۰ کارگاه صنفی بوده که بصورت روش تصادفی ساده از بین کارگاههای بازرسی شده در سال ۱۳۸۴ و سه ماهه اول ۱۳۸۵ انتخاب شده بود. روایی پرسشنامه توسط کارشناسان مربوطه تأئید و روایی آنب ا آزمون مجدد مشخص گردید. آنالیز داده ها به وسیله نرم افراز spss و آمار توصیفی صورت گرفته است. بحث و نتیجه گیری: با توجه به طراحی پرسشنامه و برای پیشگیری از تأثیر خطاهایی که به نوعی موضوعیتی در خصوص هر پنج شاخص بهداشت حرفه ای و محیط را نداشته کنار گذاشته و تعداد ۳۰۵ پرسشنامه مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت (این تعداد از نظر مشاور آماری قابل قبول عنوان گردید) و برای دقت هر چه بیشتر در نتایج، شاخصها در چهار رده عالی، خوب، متوسط و بد طبقه بندی گردید. یافته های پژوهش نشان دهنده واقعیات جالبی بود: علیرضم نداشتن ارتباط ظاهری ایتم های بهداشت محیط و حرفه ای، در حداقل ۷۹ درصد موارد، اختلاف معنی داری بین درجه طبقه بندی شاخصهای بهداشت محیط و حرفه ای در رده عالی و خوب و یا متوسط طبقه بندی شده بود. شاخصهای بهداشت محیط کارگاهها هم در همان رده طبقه بندی واقع شده بود. اما در رده بندی بعدی نتایج واقعیتهای دیگری را نشان می داد. بدین ترتیب ه در صورت که شاخصهای بهداشت حرفه ای رده «بد» را به خود اختصاص داده بود شاخصهای بهداشت محیط در طبقه خوب، متوسط و یا بد رده بندی شده بود. با توجه به این نتایج و با توجه به بضاعت و امانات نویسندگان این پژوهش می توان تا حدود زیادی عنوان کرد هرگاه کیفیت بازرسی از شاخصهای بهداشت حرفه ای در کارگاهها مطلوب بوده و منجربه ارتقاء سطح این شاخصها باشد همگام و هماهنگ با آن شاخص های بهداشت محیط نیز تقریباً در همان حد مد نظر قرار گرفته و رشد داشته است. اما به هر دلیل عکس این قضیه صادق نیست. بدین صورت که در صورت پائین بوده سطح بهسازی آیتمهای بهداشت حرفه ای الزاماً سطح بهسازی آیتمهای بهداشت محیط به همان نسبت پائین نبوده و ممکن است متفاوت باشد که بررسی دلایل و چگونگی این واقعیات انجام بررسی ها و پژوهشهای جدیدی را طلب می کند. در هر حال علیرغم نتایج این تحقیق و با توجه به همپوشانی برخی شرح وظایف بهداشت محیط و حرفه ای در جریان بازرسی ها هماهنگی هر چه بیشتر و اجرای آموزشهای کاربردی مدون و مستمر را برای هر دو بخش را اجتناب ناپذیر می سازد.