با تحلیل و شناسایی ویژگیها و نشانههای رفتاری شغاد میتوان پی برد که انگیزهی شغاد در کشتن رستم معاف شدن از پرداخت مالیات نبوده است، بلکه ریشه در عقدهی حقارت وی دارد.

در داستان رستم و شغاد نیز – مانند دیگر داستانهای برادرکشی در شاهنامه- باید به دنبال ردپای حسد، کینه و خشم در شخصیّت شغاد بود. در بررسی عقده حقارت در شغاد به مواردی از جمله حسد، کینه و خشم اشاره شد که همهی این صفات در اثر حقارت و کم توجّهی و جدا بودن وی از خانواده در وی شکل گرفته بود. شغاد افتخار فرزندی زال را دارد و در عین حال جوانی نیرومند و خوبچهره و مورد توجّه پادشاه کابل است، اما احساس حقارت روح او را آزار میدهد و به تلاطم میکشاند: »چرا پدر اینقدر به او بیمهر است؟ چرا زال، در حد دیگر برادرانش به او توجّه و علاقه نشان ندادهاست؟ زال که خود طعم بیمهری پدر را در آغاز زندگی کشیده، چرا نسبت به این فرزند خویش اینقدر سر سنگین مینماید؟

راستی برادرانش برای او چقدر ارزش قایلند؟ و سؤالات آزاردهندهای از این دست. شاید شنیدن داستان نامآوریهای رستمنیز آتش نهفتهی درونش را دامن میزده است« (ترکی، .(۷۲ :۱۳۷۹

( ج:۱۷۳۰ /۳ ب (۴۴۰۵ البته شغاد جواب این سؤالها را میدانست؛ تولّد شوم و نحسی که پیشگویان گفته بودند بر زندگی وی سایه افکنده بود و برای گریز و ترس از این سرنوشت منحوس زال او را از سیستان دور کرده بود. شغاد خود میدانست که رستم برای او کابل را به هم خواهد ریخت:

برآشوبد  او  را  سر  از  بهر  من                                        بیاید   بدین   نامور   شهر   من

(ج:۱۷۳۱ /۳ ب(۴۴۲۵

پادشاه کابل که در این ماجرا در اندیشهی منافع خویش است، با داماد خود کردن شغاد، انتظار دارد به پاس این خویشاوندی، رستم او را از خراج سنگین معاف دارد. شغاد نیز متوقع بود که رستم به خاطر حرمت برادری و ارزشی که برای او قایل است، از گرفتن خراج چشمپوشی کنـد؛ در نتیجـه موقعیت وی نزد پـدر زنش بهتر و بالاتر میرفت، اما:(ترکی، (۷۲ :۱۳۷۹

چو  هنگامِ  باژ  آمد،  آن  بستدند/همه  شهر  کابل  به  هم  بر  زدند