سال انتشار: ۱۳۸۲

محل انتشار: اولین همایش اشتغال و نظام آموزش عالی کشور

تعداد صفحات: ۱

نویسنده(ها):

علیرضا حاجی خیاط – عضو هیات علمی دانشگاه آزاد اسلامی واحد مرند

چکیده:

بررسی پدیده بیکاری از طریق رویکردهای مختلف صورت می گیرد . یکی از این رویکردها مربوط به دیدگاه های جامعه شناختی است . بر اساس این رویکرد جامعه سیستمی اجتماعی متشکل از مجموعه اجزا و نقشهایبهم پیوسته ای است که واحد کل را می سازد. این اجزا پیوسته همانند یک ارگانیسم جهت بقای کل، یگانگی و هماهنگی دارند. این سیستم دارای چها رخرده تظام اقتصادی، سیاسی ، فرهنگی و اجتماعی در یک شبکه روباط متقابل فعالیت میکنند و برای پویائی خود درمقابل تغییرات با خصلت ترمیم پذیری هر لحظه خود را با آن مطالقت میدهند. نرخ بیکاری بیش از ۴% جمعیت فعال و نرخ بیکاری فارغ التحصیلان آموزش عالی در حدود ۲۰درصد این پدیده را به عنوان یک مسئله اجتماعی در اورده است. با توجه به ویژگی واقعیت اجتماعی، بررسی و تحلیل این پدیده و علت افزایش آن رابدی در بین خرده نظامهای اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و اجتماعی جست و جو نمود. براین اساس خرده نظام اقتصادی بدلیل مختلف در افزایش رشد اقتصادی متناسب جامعه و ارائه فرصت های شغلی ناتوان بوده و خرده نظام فرهنگی با سازواره آموزش عالی از یکسو در تربیت فارغ التحصیلان انیدشه ورز و کارآفرین ناتوان بوده و از سوی دیگر در تربیت نیروی انسانی لازم برای بدنه کارشناسی کشور بطور نامتناسب عمل کرده است. نظام سیاسی کشور نیز با حذف سیاستهای کنترل موالید در دهه ۶۰ زمینه رشد ۳/۹ درصدی جمعیت را فراهم نموده و بدین ترتیب قدرت لازم برای بسترسازی و افزایش تولید ناخالص داخلی و سرمایه گذاری را نداشته و بالاخره نظام اجتماعی نیز قدرت تواناسازی تنظیم ساختاری خرده نظامها را برای انسجام از طریق رفتارها و باور داشتها و کنش ابزاری متناسب با روحیه کاری و اشتغال را نداشته و مجموعه موجبات افزایش پدیده بیکاریفارغ التحصیلان را فراهم ساخته اند. این مقاله ضمن بیان اهمیت شاخص توسعه انسانی (HDI) در توسعه پایدار کشورها به تحلیل پدیده بیکاری فارغ التحصیلان موسسات اموزش عالی در نظام اجتماعی کل و پیامدهای آن پرداخته و راهکارهائی را پیشنهاد می نماید.