موضوع دادن یکی از عوامل شوق آفرین برای نوشتن، ارائه و طرح موضوعات جدید و ابتکاری است که افراد را بر سر ذوق آورد و به نوشتن وادارد. در کلاسها می توان به تناسب مخاطبین موضوعات جذاب و غیر تکراری داد. به عنوان نمونه اینگونه موضوعات پیشنهادی جاذبه  بیشتری دارد: شباهت انسان و کتاب، گفتم گفت، آرزو دارم که…، زندگی یعنی …، اگر یک نویسنده بودید چه می کردید؟

الفبای تفکر بسیجی، شباهت مدرسه و باغ، کلید، گفتگوی کاغذ و قلم، رنگها سخن میگویند، جدال عقل و عشق، یک نگاه و یک عبرت، من تخته سیاه هستم، مرثیهای برای عاشورا، اگر آب نبود…، هرگاه به آینه نگاه می کنم، درددلهای کفشهای من، آدمهای و آرزوها، میخواهم مثل امام باشم در…، انقلاب میراث ماندگار امام، از جبهه تا جماران، اگر من قاب عکس بودم، درس می خوانم تا…، کوفه در بستر تاریخ، از آن رمضان تا این رمضان، ما چرا «نوا» نشویم؟

یک خاطره، نامهای به مادر یک شهید، کاش من… بودم، شهر ما، آنچه در کلاس ما میگذرد، باید چگونه مُرد تا جاودانه زیست؟ اگر می توانستم…، ای قلم بنویس! ای کاش! چگونه «من»ها را «ما» کنیم؟ چه می شد اگر…، دنیای عینکی ها، کتاب خوب آن است که …، بیاید آینه باشیم، فاصله  آنچه هست تا آنچه باید باشد، بهترین درسی که در زندگی آموختم، پیرامون شکلهای هندسی، من «الف» هستم، رنگ سبز، گفتگوی یک راننده و مسافر، گفتگوی من و دل، اگر آینه نبود.

یادآوری می شود که نکات یاد شده و فصولی که گذشت، هرگز در نویسنده ساختن کسی کارساز نیست؛ جز با تلاش و پشتکار خود او.اگر این تذکرات و تجربه ها، ۲۰٪ کار نویسندگی را عهده دار شود، بطور حتم، ۸۰٪ بقیه به عهده خود شماست.

اهمیت تمرین در نویسندگی، بیش از هر چیز مطالعه  مستمر و تمرین فراوان لازم است تا استعدادهای نهفته به کار افتد. همچنان که گفته شد، اگر مربی و راهنمای دلسوزی باشد که کار انسان را از نزدیک زیر نظر بگیرد، بررسی کند، رهنمود بدهد، به کاروا دارد، انگیزه ایجاد کند، نقاط ضعف را بازگو کند و گام به گام دست انسان را گرفته پیش ببرد، استعداد نویسندگی سریعتر و بهتر رشد میکند. کارورزی دورادور در این زمینه، کم تأثیر است