سال انتشار: ۱۳۸۳

محل انتشار: همایش ملی ساماندهی جامعه عشایر ایران

تعداد صفحات: ۱

نویسنده(ها):

مهدی میزبان – مدیر هماهنگی سازمان امور عشایر ایران – مدرس دانشگاه

چکیده:

از نظر شیوه زندگی ، اجتماعات عشایری در گروه جمعیت و جوامع کوچنده یا متحرک جای می گیرند طی جریان تغییر و تحولات اجتماعی – اقتصادی جوامع بشری، شیوه زندگی (کوچ و استقرار) نظام بهره برداری و سایر جنبه های زندگی عشایر کمتر در معرض تغییر و تطور قرار گرفته است. از طرف دیگر شرایط زندگی عشایر نیز به نسبت کمتر زمینه و امکان استفاده از دستاوردهای تمدن بشری را برای آنها فراهم کرده است با اینجال در طول تاریخ بنا به علل و عوامل و به اشکال مختلف همواره تعدادی از جمعیت کوچنده به صورت اجباری مصلحتی یا اختیاری روی به اسکان و یکجانشینی آورده اند. از چند دهه گذشته تاکنون نیز باقی مانده عشایر کوچنده در معرض مجموعه ای از عوامل دگرگونه ساز اجتماعی – اقتصادی ، فرهنگی و سیاسی میان جامعه ای (جامعه ملی) و درون جامعه ای (جامعه ایلی) تغییر و تحولات گسترده ای را در شیوه زندگی ، جریان کوچ و استقرار ، برخورداری از خدمات عمرانی ، رفاهی و … تجربه کرده اند. برای نمونه میزان باسوادی جمعیت عشایری از ۲۷ درصد در سال ۱۳۶۶ به بیش از ۵۱ درصد در سال ۱۳۷۷ افزایش یافته است همچنین در سال ۱۳۷۷ بیش از ۷۰ درصد عشایر لااقل در یکی از قلمروهای استقرار ییلاقی و قشلاقی دارای مسکن ثابت (ساختمان) بوده، بیش از ۶۰ درصد از خانوارها در کوچ بهاره از وسیله نقلیه (کامیون، وانت بار ، تراکتور) استفاده کرده همچنین ۴۲/۶۷ درصد از خانوارهای عشایری از رادیو، ۶۲ درصد از چراغ توری، ۲۶ درصد از چرخ خیاطی، ۵۵ درصد از اجاق گاز و گاز پیک نیکی ، ۱۹ درصد از تلویزیون و ۳۵ درصد از انواع سوخت فسیلی استفاده میکردند که با توجه به روند فرایند رشد استفاده از خدمات مورد اشاره بین دو سرشماری ۶۶ تا ۷۷ در بین خانوارهای عشایری ، پر واضح است که در شرایط فعلی نسبت شاخص های مورد اشاره به میزان قابل توجهی افزایش یافته و در آینده نیز رو به رشدی خواهند داشت. در اثر کارکردهای مجموعه عوامل تغییر دهنده ، تعدادی از خانوارهای عشایری یکجانشین شده و بازمانده جمعیت کوچنده ضمن قرار گرفتن در معرض تحولات مورد اشاره و تاثیر پذیری از جنبه های مثبت و منفی عوامل دگرگونه ساز اجتماعی – اقتصادی و فرهنگی تمهیداتی را برای رویارویی با موقعیت تازه و بهره گیری از امکانات قابل دسترسی در جهت بهسازی و نوسازی معطوف به تسهیل شرایط زیستی خود بکار گرفته اند. سوال اساسی مقاله این است که با وجود بروز تغییرات شالوده شکن در نظام اجتماعی- اقتصادی و سیاسی جامعه عشایری چه عوامل و مکانیزمهایی مانع از فروپاشی کامل و برچیده شدن بساط الگوی زیست توام با کوچندگی شده است؟ در تبیین نظری (تئوریک) مسئله فوق ، نحوه عمل یا سازوکارهای برخی فرایندهای همرمان مانند "نوآوری و تجدد گرایی، فروپاشی و اضمحلال، تداوم و استمرار" در جامعه عشایری تشریح و تحلیل شده است در قالب چارچوب نظری مورد بحث جمعیت و جوامع عشایری در جریان الگو پذیری و گذار از وضعیت سنتی به شرایط منجر به بهسازی الگوی زیستشان ، اقدامات، تغییرات، ظرفیت سازی و تمهیدات ترکیبی زیر را در جهت تسهیل فرایند کار و فعالیت و کوچ و استقرارشان بکار گرفته اند. ۱- تغییر و تجهیز، بهسازی و مقاوم سازی انواع سرپناه ها و گرایش روزافزون به ساخت سکونتگاه های ثابت (ساختمان). ۲- تغییر وسیله، مسیر، موعد (تقویم) کوچ و همچنین دگرگونی در شکل و شیوه کوچ و وضعیت استقرار گروه های اردویی. ۳- دگرگونی در نظام بهره برداری از دام (رونق پرواربندی) و مرتع (رواج تعلیف دستی) و سایر اشکال بهره برداری از منابع قابل دسترس و تحول در نحوه تبدیل و فرآوری محصولات دامی و لبنی. ۴- خروج از اقتصاد تک محصولی متکی بر تولیدات دامداری سنتی ، تغییر و تنوع در منابع معاش و معیشت به خاطر توسعه زمینه فعالیت در انواع مشاغل تولیدی، صنایع، خدمات اداری، تجاری و بازرگانی، رانندگی ، کارگری- بخصوص – گسترش مشاغل و فعالیت های ترکیبی مانند دامداری و زراعت و صنایع دستی و انواه دیگر مشاغل خدماتی و … ۵- تغییر و تطور ارتباط با زمین و استفاده هر چه بیشتر از زمین (منابع آب و خاک) و گسترش فعالیت های کشاورزی در زمینه هایی همچون زراعت و باغداری، شیلات و آبزی پروری، زنبورداری و سایر فعالیت های کشاورزی متناسب با ویژگی های منابع محیزی و منطقه محل استقرار. ۶- رواج استفاده از انواع اسباب و اثاث، وسایل و لوازم جدید و مدرن در منزل با طی فرایند کار و فعالیت های روزمره. ۷- خروج از جدا افتادگی و انزوای جغرافیایی بر اثر احداث و گسترش شبکه راه های دسرسی در مناطق عشایری و فراهم شدن امکان استفاده از انواع وسایل نقلیه در کوچ ، فعالیت های تولیدی و زراعی ، رفت و امدها و … . ۸- خروج از انزوای جغرافیایی و توسعه ارتباطات و روابط و مناسبات با جمعیت و جوامع همجوار و یکجانشین (شهرنشینان، روستانشینان و اسکان یافتگان عشایری). ۹- خروج از اقتصاد معیشتی و خودبسنده، تغییر الگوی مصرف و تغذیه و تنوع بخشی به اقلام و مواد خوراکی و غذایی. ۱۰- توجه به سواد اموزی و سایر شاخص های مربوط به بهبود شاخص های توسعه انسانی در زمینه های بهداشتی و درمانی، فرهنگی و ارتباطات و … . ۱۱- تغییرات حادث در نظام ساختی- کارکردی نهادها و نظام اجتماعی – اقتصادی، سیاسی و فرهنگی در چگونگی تحقق یا نحوه وقوع تغییرات مورد اشاره دو عامل زیر دخالت داشته است: ۱۲- تاثیر پذیری از ویژگی های اقلیمی- جغرافیایی منطقه و قلمرو استقرار عشایر و وضعیت منابع محیطی و دسترسی به امکانات تکنولوژیک برای استخراج ، استحصال و بهره برداری از منابع محیطی قابل دسترسی. ۱۳- تاثیر پذیری از موقعیت و جایگاه منطقهف استان، شهرستان و محل استقرار افراد و گروه های عشایری از نظر قرار گرفتن در سطوح خاصی از شاخص های رشد و توسعه از جنبه های اقتصادی- اجتماعی ، فرهنگی و امور زیربنایی. این مقاله بر مبنای شرایط موجود و روند تغییر و تحولات رو به نوسازی و بهسازی جامعه عشایری ، الگوی زیست و نظام دادمداری مبتنی بر رمه گردانی را بعد غالب شیوه زندگی عشایری دانسته و بر اساس نوع نگرش ها و نحوه عمل نظام مند برنامه ریزی در بی توجهی به نوع و ماهیت نیازهای جامعه عشایری چشم انداز آتی زندگی بازماندگان جامعه عشایری توام با مجموعه ای از چالشها و پارادوکس ها پیش بینی می شود.