بررسی مثلث عقده های روانی در شغاد

 عقده حقارت

شخصیت شغاد در شاهنامه 

احساس حقارت و عقدهی حقارت از نظریههای مهم روانشناسی است که در افراد مبتلا به اختلال روانی وجود دارد. فرد دارای عقده حقارت تلاشی روانی در پیش میگیرد تا با این تلاش ترس و بیکفایتی خویش را پنهان دارد. آدلر این تلاش روانی را ارزشطلبی یا آرزوی دستیابی به قدرت نام داده که بدینگونه فرد میتواند بر ضعفها و احساس حقارت خویش چیره شود تا به تعالی برسد. (آدلر،.(۵۹ :۱۳۷۹ همچنین آدلر احساس حقارت را برای انسان طبیعی میداند و باورمند است که این احساس فرد را به سوی کمال میرساند . »نکتهی غیرطبیعی و نابهنجار، تبدیل احساس حقارت به عقدهی حقارت است؛ بدین معنا که فرد برای رفع نقصها، ضعفها و کاهش احساس حقارتش به جبران ناتوانیها و نقصهایش برآید که در اکثر موارد راههای غیر سـالمبعضاًو ضدّ اجتماعی را برمیگزیند« (اسپربر، .(۱۳ :۱۳۷۹

در زندگی شغاد زمینههایی دیده میشود که سبب تبدیل احساس حقارت به عقده حقارت در وی میشود، که در زیر میآید:

کنیز بودن و بینشانی مادر شغاد:نخستین موردی که در زندگی شغاد حائز اهمیّت است، کنیز بودن و گمنامی مادر اوست و هیچگونه نامی از وی در شاهنامه نیامده است. در حالیکه مادر رستم، رودابه شاهزاده و از شخصیّتهای مهم زن شاهنامه است. زال، جز رودابه در حرمسرای خویش، کنیزی هنرمند و رودنواز دارد. از او پسری به دنیا میآید، زیباروی  و تندرست و نیرومند، شبیه جدّش سام نریماناو را شَغاد نام میگذارد (قبول، .(۶۸ :۱۳۸۸

(ج:۱۷۲۹ /۳ ب(۴۳۸۱ -۴۳۷۹ تولّد شوم و نامبارک شغاد در مقابل رستم: به نظر رسدمی مورد دیگری که درخور توجّه است، تولّد شوم و نحسی است که ستارهشناسان از همان ابتدا برای شغاد پیشگویی میکنند. درست در تضاد با پیشگویی که هنگام تولّد رستم شده بود.ستارهشناسان با محاسبهی گردش ستارگان از روی احکام نجوم درمی یابند که روزگار خوبی نخواهد داشت و چون بزرگ شود، دودمان سام نریمان را نابود میکند. از این رو نگاه ایرانیان به شغاد منفی و با تردید است (قبول، .(۶۸ :۱۳۸۸

پژوهنــده، دیــد اختـرش را تبــاه همــی ایـن بــدان آن بدیـن بنگریــد که ای از بلنــد اختــران یادگــار نــدارد بدیــن کــودک خُــرد مهــر بــه گــاه دلیــری وگُــردی رســد