علامت گذاریها هم می تواند قراردادی باشد؛ مثلاً برای هر یک از بخشهای مفید و مهم، یا زیبا و جالب، یا مبهم و محتاج به پرسش، یا ضرورت مطالعهٔ مجدد، یا آنجا که اشکال دارد و نقدی میطلبد و… می توان علامتهای خاص مانند  قرارداد؛ به نحوی که برای خود شخصی مفهوم معین داشته باشد و از حروف یا علایم رمزی به مقصود خودش منتقل شود.

این علامتگذاری را می توان در فهرست مطالب هم جلوی عناوین مورد نظر قرار داد، یا زیر سطرهای زیبا و جالب یا مبهم یا مورد اشکال، خط کشید. این علامت گذاریها در آینده هم هنگام مراجعهٔ مجدد به کتاب، حالت راهنما و کلید برای خود انسان دارد و در یافتن مطالب مورد نظر کمک میکند. خوب است که علامتگذاری در کتاب، بامداد و بطور ظریف انجام شود تا کتاب، خراب نگردد.

منظور از برخورد سؤالی با کتاب، این است که هنگام مطالعه، فرضی کنید نویسنده در مقابل شماست و میخواهید با خود او پیرامون مساله صحبت کنید و سؤالات ذهنی خویش را از او بپرسید. یا در موضوع خاصی، پرسشهایی در ذهن دارید و هنگام مطالعه، میخواهید جواب آنها را از کتاب پیدا کنید. این حالت، هم تمرکز فکری می آورد و هم به فهم بهتر کمک میکند، و هم ذهن را پویاتر میسازد.

بازگو کردن مطالب از نکات دیگری که به مفیدتر ساختن مطالعه کمک میکند، بازگو کردن مطالب مطالعه شده برای دیگران است. مطالب، حکایات و آموخته هایی که انسان برای دیگران نقل میکند و نتیجهٔ مطالعه را در جایی بازگوو مطرح می کند، هم بیشتر در یاد خود شخص میماند، هم بازگو کردن، ابهامهای آن را (اگر باشد) روشن میسازد، هم تمرینی برای خطابه و انسان بهتر بماند. مساله «مباحثه» که در حوزه های علمیه در روش آموزشی طلاب مرسوم است. این امتیاز را دارد و در واقع، بازگو کردن مجدد درس برای هم مباحثه است، که هم بیشتر در حافظه می ماند، هم در حین بحث، روشنتر می شود، هم قدرت تدریس پیدا می کند. انسان اگر مخاطبانی نیافت، میتواند مخاطبهای فرضی در نظر بگیرد و برای آنان حرف بزند، یا در تنهایی، برای خودش تکرار کند تا همان نتیجه را بگیرد.

مطالعهٔ فردی و گروهی برخی از کتابها به صورت فردی مطالعه میشود و چندان موردی برای کار جمعی نسبت به مطالعه ندارد؛ مانند کتاب داستان و شعر و ادبیات و … (مگر برای نوعی مسابقه در درک مطلب یا تلخیصی و امثال آن). ولی گاهی می توان جهت مفیدتر ساختن مطالعه، به «مطالعهٔ گروهی»پرداخت