سال انتشار: ۱۳۸۰

محل انتشار: چهارمین همایش ملی بهداشت محیط

تعداد صفحات: ۸

نویسنده(ها):

حیدر مسگراف – عضو هیئت علمی گروه مهندسی بهداشت محیط دانشکده بهداشت دانشگاه علوم پز
حسن صادقی – کارشناس آموزشی
علی جعفری –
رضا داودی –

چکیده:

تولید انواع مواد زائد در مراحل مختلف فعالیتهای تولیدی و مصرفی انسان یکی از مهمترین مسائل بهداشتی و زیست محیطی می باشد که زنجیره مدیریتی زباله های ناشی از فعالیتهای مصرفی انسانی به دلیل حجم بالا، فساد پذیری، بهداشت عمومی و اقتصاد از اهمیت بیشتری برخوردار می باشد. که در این میان هیچگاه نبایستی نقش تولید کنندگان را در زنجیره این مدیریت نادیده گرفت، زیرا که مرحله تولید در کل فرآیند مدیریت مواد زائد نقش اساسی دارد. این مطالعه بصورت توصیفی و مقطعی، به منظور ارزیابی میزان آگاهی، نگرش و عملکرد مردم در ارتباط با مدیریت زباله های شهری کرمانشاه صورت گرفت. جامعه آماری این مطالعه را محلهای مختلف شهر انتخاب شدند و اطلاعات مورد نیاز از طریق پرسشنامه های تایید شده ای که از طریق آزمون مجدد پایایی آنها دارای مطلوبیت بود جمع آوری شدند. چک لیست های مورد نظر حاوی سئوالاتی در زمینه بیماریهای منتقله، تفکیک در مبدا، نحوه نگهداری، روشها، ساعات و دفعات جمع آوری، بازیافت ، دفع و غیره بودند که سئوالات آگاهی، نگرش و عملکرد هر کدام به طور مجزا ۱۰ سئوال را به خود اختصاص می دادند. نحوه امتیاز بندی پرسشنامه ها بر اساس تعداد پاسخهای صحیح داده شده به هر بخش از سئوالات بود، که ۴- ۱ پاسخ صحیح امتیاز ضعیف، ۷ -۴ پاسخ صحیح به بالا دارای امتیاز عالی یا خوب بود. نتایج حاصل از این مطالعه نشان دادکه ۵۳% افراد از آگاهی ضعیف، ۳۸% متوسط و تنها ۹% از آگاهی خوب برخوردار بودند. در ارتباط با سئوالات نگرشی ۴% افراد دارای نگرشی ضعیف، ۴۱% متوسط و ۵۵% نیز از نگرش خوب برخوردار بودند. در بخش عملکردی نیز ۶۹% افراد از عملکرد ضعیف، ۲۵% متوسط و ۶% از عملکردی خوب برخوردار بودند. با توجه به نتایج مشخص گردید که اکثریت مردم دارای آگاهی و عملکردی ضعیف می باشند و حتی در بعضی موارد بین آگاهی و نگرش آنها با عملکردهایشان هماهنگی و هم خوانی لازم وجود ندارد. به عنوان مثال در مورد مسائلی چون تفکیک در مبداء، فروش زائدات مصرفی به دوره گردها و بازیافت کنندگان غیر قانونی و همچنین وضعیت ظروف نگهداری زباله و نحوه نگهداری آنها در منزل میتوان اشاره نمود، با وجودیکه آگاهی و نگرش آنها نسبت به موضوعات ذکر شده نسبتاً صحیح بود اما عملکرد اکثریت افراد در این زمینه ها اشتباه بود که از دلایل آن می توان به ضعفهای مدیریتی سیستم، عدم آگاهی مردم از تعهدات اجتماعی در خصوص بهداشت، سطح دانش نازل و عدم همکاری در احداث شهر و مسائلی چون سنت، وضعیت اقتصادی و سطح پایین معیار زندگی اشاره نمود. در نهایت جهت جبران این نواقص می توان به امر بهداشت همگانی، حمایت از بازیافت و ایجاد بستری مناسب جهت مشارکت مردم همت گمارد.