سال انتشار: ۱۳۸۳

محل انتشار: دومین همایش انجمن جمعیت شناسی ایران

تعداد صفحات: ۱۵

نویسنده(ها):

فریده هادیان – کارشناس ارشد جمعیت شناسی و دبیر آموزش و پرورش

چکیده:

مفهوم کلی آموزش و پرورش فراهم کردن زمینه ها و عوامل مناسب و مساعد برای به فعلیت رساندن و شکوفا کردن استعدادهای بالقوه انسان و حرکت تکاملی او به سوی هدف مطلوب بوسیله برنامه سنجیده وحساب شده است. قاطعانه می توان گفت که برنامه ای که بدون توجه به جنبه های کمی آموزش طرح ریزی شده باشد برنامه ای سنجیده نخواهد بود. بنابراین امروزه شناخت متغیرهای جمعیتی نقش مهم و غیرقابل انکاری دربرنامه ریزی آموزشی داشته و بدون رسیدن به چنین شناختی ارائه برنامه های آموزشی عملاً غیرممکن خواهد بود. سخن جمعیت شناس برجسته آلفردسووی تاییدی بر این امر است . وی می گوید: خوشبختانه کاربرد کاملاً رایج پیش بینی های احصایی جمعیت در سطح ملی طبق برخی فرضیات، تعداد محصلین و معلمین آتیه را از سالهای قبل میسر می سازد. هرچند که به واسطه مهاجرتهای داخلی بروز اتفاقات محلی امکان دارد، ولی نقشه های ساختمانی مدارس را می توان نسبتاً با اطمینان خاطر انجام داد. بنابراین دیگر نمی شود به بهانه غافلگیر شدن در برابر افزایش تعداد محصلین متعذر شد (یونسکو، ۱۳۶۵). با توجه به مطالب فوق لزوم شناخت متغیرهای کمی و جمعیتی در امر آموزش به منظور طراحی برنامه های سنجیده و حساب شده و پیش بینی امکانات و نیازهای جمعیت روزافزون دانش آموزی امری ضروری به نظر می رسد. در این مقاله در نظر است نخست به بررسی تحولات رشد جمعیت دانش آموزی از سال ۱۳۶۵ پرداخته و اثرات کاهش رشد جمعیت در دهه ۶۰ بر جمعیت دانش آموزی بیان شود و سپس تغییرات نسبت جنسی دانش آموزان در مقاطع مختلف تحصیلی به تفکیک شهر و روستا مورد تجزیه و تحلیل قرار گیرند لذا دربخش نخستین مقاله به بررسی رابطه نوسانات رشد جمعیت با تغییر و تحولات جمعیت دانش آموزی پرداخته شده است و سپس تغییرات نسبت جنسی دانش آموزان در مقاطع مختلف تحصیلی مورد بحث قرار گرفته است.