سال انتشار: ۱۳۸۰

محل انتشار: سومین همایش مراکز تحقیق و توسعه صنایع و معادن

تعداد صفحات: ۱۶

نویسنده(ها):

حمیدرضا روناسی – عضو هیات علمی دانشگاه و عضو کمیته جامع آموزش صنایع استان اصفهان

چکیده:

برای دستیابی به هر هدفی برنامه ریزی و بودجه بندی (کنترل) از اهم مسائل است. واحدهای R&D درصنایع کشور ما عمر کوتاهی دارند. اما در طی همین عمر کوتاه علی رغم پیشرفت، این واحدها با مشکلات عدیده ای روبروبوده اند و بسیاری از فعالیتهای آنها بدون در نظر گرفتن شرایط صنعت و یا بدون در نظر گرفتن شرایط خارج سازمان (شرایط محیطی) شکل گرفته و نتوانسته آن طور که انتظار می رفت، نیازهای صنایع و جامعه را پاسخگو باشد.
در نهایت بسیاری از اهداف شکل گیری این واحدها در دل صنایع مختلف همگن و غیر همگن میسور نگردیده است، که این در بلند مدت و در ادامه راه این واحدها که به اعتقاد بسیاری از صاحبنظران صنعتی پیشرفت بسیاری از صنایع به خصوص درکشورهای توسعه یافته و دستیابی اینصنایع به تکنولوژیهای روز و درونزا در دهه های اخیر مرهون فعالیتها و برنامه ریزی های دقیق واحدهای R&D صنایع مختلف این کشورها است . برای بسیاری از صنایع ما که در استانه راه هستند و بضاعت چندانی نیز ندارند مناسب نیست. نباید گذاشت که در این مسیر باز به دلیل فقدان برنامه مناسب هزینه های آزمون و خطاها بر دوش صنعت کشور سنگینی کند.
بنابراین برای تحقق رسالت واحدهای تحقیق و توسعه در کارخانجات (R&D) شرط اساسی داشتن برنامه ریزی و بودجه ریزی مناسب است که بتواند تصمیم کننده موفقیت واحدهای فوق، در مسیر توسعه همه جانبه و دستیابی به تکنولوژی مناسب در صنایع مختلف کشور باشد.
مقاله حاضر سعی بر آن دارد در ابتدا نقش اصلی واحدهای R&D در کارخانجات را ترسمی نموده، و سپس با توجه به نقش اساسی این واحدها، با مروری نظری و تجربی پیرامون الگوهای علمیبرنامه ریزی و بودجه ریزی به خصوص در واحدهای تحقیق و توسعه (R&D)کشورهای صنعتی و بهره گیری از مدل BETZ (بتز) راه حلهای پیشنهادی، ر برای دستیابی به یک مدل علمی مناسب و عمومی جهت برنامه ریزی و بودجه ریزی (کنترل) واحدهای تحقیق و توسعه، در جهت توسعه نقش این واحدها در کارخانجات مختلف صنایع همگن و غیر همگن کشور ارائه نماید.