سال انتشار: ۱۳۸۴

محل انتشار: هشتمین همایش ملی بهداشت محیط

تعداد صفحات: ۹

نویسنده(ها):

بهنام باریک بین – کارشناس ارشد بهداشت محیط عضو هیئت علمی دانشگاه علوم پزشکی بیرجند
فاطمه تحسینی – کارشناس بهداشت محیط دانشگاه علوم پزشکی بیرجند
مریم خدادای – کارشناس بهداشت محیط دانشگاه علوم پزشکی بیرجند

چکیده:

موسسات درمانی با توجه به تولید زباله های عفونی ، مواد سمی و شیمیایی خطر ناک و ضایعات تیز و برنده باید بیش از سایر اماکن عمومی مورد توجه قرار گیرند ، با عنایت به آلودگیهای بالقوه موجود در زائدات بیمارستانی در صورت سهل انگاری در امر نگهداری ، حمل و نقل و دفع آنها مخاطرات بسیاری بیماران ، کادر درمانی و بهداشتی ، کارکنان و ملاقات کنندگان را مورد تهدید قرار خواهند داد . بعلاوه این مواد نقش عمده ای در انتشار عفونتهای معدی و روده ای ، عصبی و تناسلی و پوستی ، سیاه زخم ، مننژیت، ایدز و هپاتیت دارند که دو مورد آخر بیشترین خطر برای مردم و کارکنان زحمتکش ایجاد می کند . از آنجایی که بیرجند یک شهر دانشگاهی است و دارای بیمارستانهای آموزشی و غیر آموزشی است در این تحقیق بر آن شدیم تا با بررسی اجمالی روی وضعیت جمع آوری زباله های بیمارستانی در این شهر بتوانیم با هدف ارتقا سطح سلامت جامعه در دفع صحیح زباله های مذکور اقدامات عملی موثری انجام داد. روش تحقیق به صورت جمع آو ری پرسشنامه تحقیقاتی به صورت یک روش توصیفی – تحلیلی بر روی کلیه بیمارستانهای آموزشی و غیر آموزشی شهر بیرجند در سال ۱۳۸۳ انجام گرفت و نتایج به صورت آماری بیان گردید . با توجه به تحقیق انجام شده مشخص گردید که سیستم جمع آوری زباله عفونی در شهر تماما توسط پیمانکاری خصوصی انجام شده و دوره تناوب جمع آوری به صورت روزانه (۳۵/۷%) و یک روز در میان (۴۲/۸) و هفته ای ۲ بار (۷/۱۴%) و ۱۴/۲۸ نیز کمتر از دو بار هفته انجام می شده است. ۲۱/۴۲% از کیسه و ظروف پلاستیک و ۲۸/۵۷% از کیسه پلاستیکی – ۴۲/۸۵% ظروف پلاستیکی و کیسه ، ۷/۱۴% از ظروف فلزی با کیسه پلاستیکی استفاده می کردند و ظروف جمع آوری زباله در بیش از ۷۰% بیمارستانها و مراکز درمانی شهری بیمارستانها با رنگ مخصوص مشخص گردیده بود ولی متاسفانه هیچگونه گندزدایی قبل از تحویل در بیمارستانها و مراکز بهداشتی درمانی بر روی زباله عفونی انجام نمیشد. و در محل دفن نیز هیچ گونه گندزداییانجام نمیگرفت . هیچکدام از پرسنل مسئول جمع آوری ، کارت بهداشتی نداشته و فقط ۷/۱۴ % بیمارستانها و مراکز بهداشتی درمانی مورد مطالعه از شخص معینی جهت جمع آوری زباله استفاده کرده و علیرغم این که ۱۴% مراکز مذکور دارای زباله سوز بودند ولی هیچکدام از زباله سوزهای موجود در بیمارستانهای سطح شهر مورد بهره برقراری نمیگرفتند . ضمنا فقط برای ۱۴% از کارکنان مسئول جمع آوری کلاس و دوره آموزشیس برنامه ریزی گردیده بود . در ۵۷/۱۴% مراکز مورد مطالعه سیستم حمل و نقل به خارج از بیمارستان جداگانه بود . با توجه به نتایج به دست آمده پیشنهاد می گردد : اولا تحقیق و مطالعه جامع تری در خصوص اجرای مواد زائد عفونی انجام شود. ضمنا نظارت دقیقتری در خصوص جمع آوری بهداشتی در سطح بیمارستانها و دفع آن توسط مقامات مورد نظر به خصوص واحد بهداشت محیط معاونت بهداشتی انجام گردیده و با توجه به آموزش پایین پرسنل ، برنامههای آموزشی منظمی جهت پرسنل و کادر درمانی برنامه ریزی گردد.