سال انتشار: ۱۳۸۴

محل انتشار: همایش تمرکز و عدم تمرکز در فرایند برنامه ریزی درسی

تعداد صفحات: ۹

نویسنده(ها):

محبوبه السادات فدوی –
محمدحسین یارمحمدیان –

چکیده:

تفویض اختیار و مسئولیت در فرآیند سیاستگذاری آموزشی و مشارکت صاحبان فرآیند درتصمیم گیریها و سیاست گذاریهای آموزشی و درسی موجب تغییر ساختار نظام آموزشی و حرکت از تمرکز به سوی عدم تمرکز می گردد . مسألة مهم و اساسی در این زمینه این است که چه حوزه هایی از تصمیمات سیاست گذاری و برنامه ریزی قابلیت تفویض و سطوح پایینتر را دارا هستند . اندیشمندان و صاحب نظران بسیاری این مسأله را مورد بررسی قرار داده، انواعی از ساختار یا تشکیلات سیاست گذاری و برنامه ریزی را از قبیل ساختارهای متمرکز، ساختارهای منطقه ای، برنامه ریزی استانی، برنامه ریزی ناحیه ای و حتی برنامه ریزی مدرسه ای ( مدرسه محوری ) را پیشنهاد کرده اند . علاوه بر اینکه در هنگام بحث باید تناسب بین ساختار نظام آموزشی با سایر نظام های اقتصادی اجتماعی مورد توجه قرار گیرد، بایستی دیدگاه صاحبان فرآیند را نیز در مورد نوع ساختار مطلوب مورد بررسی قرار داد و توافق آنان را نیز به دست آورد .
به همین منظور در مطالعات نظری و میدانی صورت گرفته به بررسی نوع ساختار مطلوب و نوع تصمیماتی که قابلیت واگذاری به ادارات کل مناطق و نواحی آموزشی یا مدارس را دارند، پرداخته شد . جامعه آماری این پژوهش کلیة استادان دانشکدههای علوم تربیتی، علوم اداری و مدیریت دانشگاههای دولتی و آزاد استان اصفهان و کرمان و کارشناسان ستادی و مدیران و دبیران متوسط این استانها بود . روش تحقیق، توصیفی از نوع پیمایشی و ابزار اندازه گیری پرسشنامه محقق ساخته، شامل ۶۱ سؤال بسته پاسخ بود که بر اساس اهداف کلی آموزش و پرورش در قانون اساسی، قوانین و شرح وظایف سازمان ها و تشکیلات آموزشی تنظیم شده بود و تصمیمات و سیاست های مرتبط با ۷ حوزه را شامل می شد . این حوزه ها عبارت بودند از :
۱ – برنامه ریزی درسی و آموزشی . -۲ امور پرورش . ۳ – امور اداری – سازمانی . ۴ – امور مالی . ۵ – امور تامین و تربیت نیروی انسانی . ۶ – امور نوسازی و تجهیز مدارس . ۷ – امور تحقیقات و برنامه ریزی توسعه . برای برآورد اعتبار پرسشنامه ، ضریب الفای کرانباخ %۹۴ به دست آمد .