سال انتشار: ۱۳۸۶

محل انتشار: سومین کنفرانس بین المللی مدیریت جامع بحران در حوادث غیرمترقبه

تعداد صفحات: ۹

نویسنده(ها):

حسن افراخته – قطب علمی مخاطرات محیطی دانشگاه تربیت معلم تهران

چکیده:

ایران یکی از کشور هایی است که بنا به موقعیت زمین شناسی و جغرافیایی خود در معرض انواع حوادث طبیعی چون زمین لرزه، سیل، طوفان، زمین لغزش و خشکسالی قرار دارد. وقوعانواع حوادث طبیعی گذشته از اینکه توسعه پایدار کشور را با مشکل مواجه می سازد، همواره تلفات جانی و مالی فراوان و جبران ناپذیری به کشور تحمیل می کند.
سازمان ها و وزارتخانه های متعددی درمدیریت بلایای محیطی در گیر و فعالند که تحت نظر دولت جمهوری اسلامیایران، به عنوان بالاترین نهاد هماهنگی بین بخشی فعالیت می کنند. تصمیم دولت برای سازمان های دولتی و غیر دولتی الزامی است. مدیریت بلایای محیطی به دو روش امکان پذیر است:
مدیریت فعال که ابتدااحتمال حدوث خطرو آسیب پذیری محیطیمورد ارزیابی قرار می گیرد ؛ آنگاه روش های کاهش آسیب پذیری در مناطق در معرض حادثه مشخصمی گرددکه می تواند شامل ایجاد مصونیت ، ارائه قوانینلازم ،آگاهی های عمومی،آموزش وسیستم اعلامخطر آتی باشد.این روشها باید قبل از وقوع بلا و در جهتافزایش مقاومت در برابر بلایای آیندهبکار رود .
مدیریت انفعالی ،که عملی قبل از وقوعبلایا و در جهت کاهش اثرات آنصورت نمی گیرد ، در حقیقت با پذیرش خطر تمام روش ها مستقیماٌ به طرف فعالیت های بعد از وقوع بلایا نظیرامداد و بازسازی صورت می گیرد.
در این مقاله با تکیه برمطالعه و تحلیل شیوه مدیریت دو سانحه طبیعی،(سیل سال ۱۳۷۴ ماسوله و خشکسالی های ۱۳۷۷-۱۳۸۳سیستان ) کوشش شدهبه این پرسش پاسخ داده شود که مدیریت بلایای محیطیکشور در قلمرو کدام یک از دونوع مدیریت مزبور قابل ارزیابی است و عوامل و عواقب آن کدامند.
اطلاعات مورد نیاز از طریق بررسی محلی حوادث مذکور و برخی منابع بدست آمده است.نتیجه نشان می دهد که مدیریت انفعالی ، تعدد سازمانی، بی توجهی به بررسی بلایای طبیعی به عنوان بخشی از برنامه ریزی توسعه منطقه ای و عدم استفده از تجربیات و د ا نش بومی از تنگناهای مدیریت بلایای طبیعی در کشور می باشد.