سال انتشار: ۱۳۷۵

محل انتشار: دومین همایش ملی بیابان زایی و روشهای مختلف بیابان زدایی

تعداد صفحات: ۱۹

نویسنده(ها):

حسن مداح عارفی – عضو هیئت علمی و رئیس بخش تحقیقاتی بیابان موسسه تحقیقات جنگلها و مراتع
محمد درویش – کارشناس بخش تحقیقات بیابان موسسه تحقیقات جنگلها و مراتع

چکیده:

متوسط آب سرانه در دسترس جهانی ۳/۸۹ برابر سرانه آب در ایران است. اگر این نسبت از مرز ۴/۵ برابر بگذرد،از نظر دسترسی به آب در تقسیم بندی جهانی در رده بسیار کم یا «تنش آب» قرا رمی گیریم. به فرض ثابت بود همه عوامل، زمانی که جمعیت کشور از مرز ۷۵ میلیون نفربگذرد، شرایط فوق مهیاست! افزون بر آنپراکنش نابرابر زمانی و مکانی منابع و ذخایر تامین کننده آب در سطح کشور نیز، بر ابعاد بحران پیش رو می افزاید. در این میان، افزایش قارچ گونه، و بدون برنامه ریزی چاههای عمیق و نیمهعمیق که هیچ تناسبی با استعداد بالقوه تغذیه آبخوانها در مملکت نداشته اسات، عملا سبب گردیده تا علاوه بر چاهها، مقادیر قابل توجهی از کارائی قنوات نیز کاسته شود. پیامد ناگزیر خشک شدن تدریجی قنوات و خیز شوراب نیز، موج اجباری روستائیان و بر هم خوردن پراکنش نفوس انسانی در سطح کشور است. مطابق آخرین یافته های آماری منتشر شده در آبان ماه ۱۳۷۴، به نسبت سال ۱۳۵۵، میزان تخلیه از واحد چاه۲۷/۱ درصد، از واحد قنات ۱۷/۳ درصد و در مجموع از واحد آبی برازش داده شده (واحد تخلیه ) ۳۴/۸ درصد کاسته شده است.
یکایک عوامل فوق به انضمامنبود یک برنامه هدفمند منسجم و کارا، مجهز به بازوی اجرائی قوی و فارع از مصلحت گریهای بازدارنده، سبب شد تا روز به روز شاهد افت مستمر سطح آب آبخوانها باشیم ، به نحوی که هم اکنون حدود ۶۷ درصد آبخوانهای کشور، با تراز منفی مواجه شده است. شگفت آن که در همان حال، ۵۷/۲۳ درصد آبهای سطحی کشور هرز می رود!
دریافتهایی چنین، محرک نویسندگان این نوشتار است، تادر حد بضاعت خویش و در راستای سیاست کلان مهار بیابان زائی، ضمن به تصویر کشیدن ساختار بهره برداری بالفعل ازمنابع آبی کشور، رابطه آن را با شناسه های ملموس بیابان زایی، از قبیل نشست زمین، افت کمی و کیفی آب، شور شدن اراضی ، افزایش سیل خیزی، هجوم ماسه و در نهایت محو آبادی، نمایش دهنده. کوششی که بی شک به تمنای یافتن کار راهه سازگاری و تعادل بین انسان و آب شکل گرفته است .