سال انتشار: ۱۳۸۵

محل انتشار: سومین کنفرانس منطقه ای مدیریت ترافیک

تعداد صفحات: ۸

نویسنده(ها):

الهام قرضی – دانشجوی کارشناسی ارشد مدیریت ترافیک، دانشکده راهور، دانشگاه علوم ان

چکیده:

قانون و ضرورت وجود آن برای نظم بخشیدن به زندگی اجتماعی و رعایت حقوق فردی و اجتماعی افراد در یک جامعه بر کسی پوشیده نیست . اگر به فلسفه تدوین قوانین برگردیم می بینیم که قانون را خود بشر جهت رفاه حال خود وضع ن موده چرا که در شرایط بی قانونی و آزادی مطلق , آزادی یک عده ممکن است آزادی افراد دیگر را محدود کند و عم ً لا چیزی تحت عنوان آزادی مطلق وجود نخواهد داشت.(کاتوزیان، ٣٦:١٣٧٨ ) . لذا قانون ،قرارداد بشری بود تا با تعیین حد و مرزهای آزادی افراد , این حق را ب صورت عادلانه بین بشر تقسیم کند . بدیهی است که با وضع قانون عده ای که از نبود آن منتفع بودند در مقابل آن ایستادگی کنند . اما چطور می شود که اکثریت افراد جامعه در مقابل قانونی خاص مقاومت می کنند ؟ آیا نباید اندیشید که شاید هدف اصلی از وضع قوانین که همانا رفاه حال اکثریت افراد است , به مرور زمان فراموش شده و تنها به عنوان یک وسیله و ابزار ایزائی برای مردم تبدیل شده است ؟ با وجود اینکه قانون با هدف مصالح فردی و اجتماعی افراد وضع شده،آیا اگر مجریان قانون وظائف خود را به درستی انجام دهند باز هم جایی برای تخلف و سرپیچی از قوانین و مقررات باقی می ماند؟اما متأسفانه در بسیاری از موارد ،آئین نامه ها و دستور العملها به شکلی وضع شده که نه تنها هیچگونه بازدارندگی از ارت کاب تخلف ندارد ،بلکه با دادن امتیاز به فرد متخلف ،او را به سمت عدم رعایت مقررات سوق می دهد .چشم پوشی و اغماض مأمورین نیز خود مزید بر علت می شود.در این مقاله با تحلیل نظریه های انگزیزشی،انگیزه های تخلف و سرپیچی از قوانین و مقررات بطور مفصل بحث و نقش خلأهای قانونی و
ضعف سیستم اجرائی و کنترلی پلیس در میل به تخلف مورد بررسی قرار گرفته و در نهایت بهترین راهکار ترغیب رانندگان به رعایت مقررات و از بین بردن انگیزه های ارتکاب تخلف و رسیدن به جامعه ای با سطح فرهنگ ترافیکی مورد قبول ارائه شده است.باشد که راهگشا باشد.