سال انتشار: ۱۳۸۶

محل انتشار: دهمین کنگره علوم خاک ایران

تعداد صفحات: ۲

نویسنده(ها):

فرزاد بیات موحد – عضو هیأت علمی مرکز تحقیقات کشاورزی و منابع طبیعی زنجان .
داود نیک کامی – استادیار پژوهشی مرکز تحقیقات حفاظت خاک و آبخیزداری

چکیده:

با توجه به رشد جمعیت و نیاز به منابع خاک و آب برای تولید بیشتر مواد غذایی مردم را بر آن داشته است که اراضی زراعی به ویژه از نوع دیم را توسعه بخشند . از این رو اراضی دیم بیشتری به سمت دامنه های شیبدار ارتفاعات گسترش یافته و این امر منجر به تبدیل مراتع به اراضی زراعی دیم شده است . این کار بهمراه عدم توجه به قابلیت های اینگونه اراضی و عدم رعایت اصول صحیح زراعت در اراضی شیبدار ( شخم در جهت شیب ) منجر به رواناب می گردد که در هر دو صورت به ذخیره کم رطوبت در خاک منتج می شود .
احمدی ایلخچی و همکاران (۱۳۸۰) در بررسی اثرات تغییر کاربری اراضی مرتعی بر تولید رواناب و کیفیت خاک در دوراهان چهار محال و بختیاری به این نتیجه رسیدند که تبدیل مرتع به زمین زراعی باعث افزایش رواناب سطحی، هدررفت خاک و مواد آلی در طول چهل سال کشت و کار در مقایسه با اراضی مرتعی شده است . چاوشی و خادمی (۱۳۸۰) در بررسی تاثیر مدیریت های متفاوت بر برخی از شاخص های کیفیت خاک در سمیرم دریافتند که مدیریت نادرست مانند شخم اراضی در جهت شیب سبب تخریب این اراضی و کاهش میزان مواد آلی شده است . گرونتیدیس و
همکاران (۲۰۰۱) در بررسی اثرات شخم بر فرسایش خاک زراعی در اراضی شیبدار دریافتند که حداکثر فرسایش در موقعیت شیب شدید %)۲۲) و بعد از شخم به عمق ۴۰ سانتیمتری و موازی با جهت شیب اتفاق افتاد . Alberts و(۱۹۹۴) Neibling در مورد اهمیت بقایای گیاهی خاک بر روی رواناب سطحی و فرسایش آبی اراضی شیبدار وحساس به فرسایش دریافتند که با افزایش بقایای گیاهی، تلفات خاک بصورت نمایی کاهش می یابد . Shangning و(۲۰۰۱) Unger نیز دریافتند که عمق رطوبتی خاک با افزایش در مقدار مالچ افزایش یافت که نشان می دهد مالچ کاه و کلش قابلیت خوبی برای افزایش ذخیره رطوبت خاک بخصوص در مقادیر کم بارندگی دارد .