مقاله تاثير آموزش راهبردهاي مقابله اي بر شدت علايم، كيفيت زندگي و علايم روان شناختي بيماران مبتلا به سندرم روده تحريك پذير که چکیده‌ی آن در زیر آورده شده است، در مهر ۱۳۸۹ در مجله دانشکده پزشکي اصفهان از صفحه ۴۷۳ تا ۴۸۳ منتشر شده است.
نام: تاثير آموزش راهبردهاي مقابله اي بر شدت علايم، كيفيت زندگي و علايم روان شناختي بيماران مبتلا به سندرم روده تحريك پذير
این مقاله دارای ۱۱ صفحه می‌باشد، که برای تهیه‌ی آن می‌توانید بر روی گزینه‌ی خرید مقاله کلیک کنید.
کلمات مرتبط / کلیدی:
مقاله آموزش آرام سازي
مقاله آموزش مواجهه منطقي – عاطفي
مقاله حل مساله
مقاله درمان شناختي – رفتاري
مقاله راهبردهاي مقابله اي
مقاله سندرم روده تحريک پذير
مقاله کيفيت زندگي

نویسنده(ها):
جناب آقای / سرکار خانم: خيرآبادي غلامرضا
جناب آقای / سرکار خانم: باقريان رضا
جناب آقای / سرکار خانم: نعمتي كيانوش
جناب آقای / سرکار خانم: دقاق زاده حامد
جناب آقای / سرکار خانم: مراثي محمدرضا
جناب آقای / سرکار خانم: رضايي غلامعلي

چکیده و خلاصه‌ای از مقاله:
مقدمه: انواعي از مداخلات روان شناختي به عنوان بخشي از درمان سندرم روده تحريك پذير (IBS) مورد توجه بوده است. با اين وجود، اثر بخشي آموزش راهبردهاي مقابله اي در درمان اين بيماري به خوبي شناخته نشده است. هدف اين مطالعه، بررسي اثربخشي آموزش راهبردهاي مقابله اي در درمان IBS بود.
روش ها: در اين کارآزمايي باليني تصادفي کنترل شده، ۴۶ بيمار مبتلا به IBS، كه بين سال هاي ۱۳۸۷ و ۱۳۸۸ به صورت پي در پي به بيمارستان نور اصفهان ارجاع شدند، انتخاب و به طور تصادفي به دو گروه ۲۴ نفره مداخله و دارونما تخصيص داده شدند. گروه مداخله علاوه بر درمان هاي طبي معمول، در ۸ جلسه هفتگي ۲ ساعته شامل آموزش راهبردهاي مقابله اي به صورت گروهي شرکت کردند؛ در حالي كه در گروه دارونما علاوه بر درمان هاي طبي معمول، از روش توجه و پي گيري علايم در قالب ۴ جلسه ۹۰ دقيقه اي (هر دو هفته يک بار) استفاده شد. قبل و دو هفته پس از پايان مداخله شدت علايم، کيفيت زندگي، شدت اضطراب و افسردگي با استفاده از پرسش نامه هاي استاندارد ارزيابي شد؛ سپس داده هاي جمع آوري شده با استفاده از تحليل كواريانس آناليز شد.
يافته ها: در تحليل کواريانس، تفاوت معني داري بين دو گروه مداخله و دارونما در شدت علايم IBS (F=9.15؛ P=0.004) مشاهده گرديد. همچنين نتايج، تفاوت معني داري در درصد پاسخ بيماران بين دو گروه نشان داد (P=0.001). گرچه يافته ها تفاوت معني داري بين دو گروه در سطوح افسردگي (F=0.8؛ P=0.376) و اضطراب (F=1.408؛ P=0.242) بعد از درمان نشان نداد اما در سطح كيفيت زندگي (F=3.131؛ P=0.084) گرايش به معني داري مشاهده شد.
نتيجه گيري: تركيب آموزش راهبردهاي مقابله اي با درمان هاي معمول، به طور قابل توجهي در بهبود علايم بيماران مبتلا به IBS موثر مي باشد. با اين وجود، مطالعات بيشتر روي نمونه هاي بزرگ تر و با پي گيري طولاني تر پيشنهاد مي شود.