مقاله تاثير آموزش مبتني بر افزايش آگاهي از آسيب هاي حاصل از روابط آسيب زاي دختر و پسر بر نگرش دانش آموزان دختر دوره متوسطه که چکیده‌ی آن در زیر آورده شده است، در زمستان ۱۳۸۷ در دانش و پژوهش در روان شناسي كاربردي از صفحه ۴۱ تا ۶۲ منتشر شده است.
نام: تاثير آموزش مبتني بر افزايش آگاهي از آسيب هاي حاصل از روابط آسيب زاي دختر و پسر بر نگرش دانش آموزان دختر دوره متوسطه
این مقاله دارای ۲۲ صفحه می‌باشد، که برای تهیه‌ی آن می‌توانید بر روی گزینه‌ی خرید مقاله کلیک کنید.
کلمات مرتبط / کلیدی:
مقاله نگرش نسبت به روابط دختر و پسر
مقاله پيشگيري از روابط آسيب زا
مقاله آسيبهاي اجتماعي
مقاله آسيبهاي رواني – اجتماعي
مقاله آسيبهاي رواني – عاطفي و مشکلات تحصيلي

نویسنده(ها):
جناب آقای / سرکار خانم: شيخ داراني هما
جناب آقای / سرکار خانم: مهرابي حسينعلي
جناب آقای / سرکار خانم: كجباف محمدباقر
جناب آقای / سرکار خانم: عابدي محمدرضا

چکیده و خلاصه‌ای از مقاله:
هدف از اين پژوهش، بررسي تاثير آموزش مبتني بر افزايش آگاهي از آسيبهاي ناشي از روابط آسيب زاي دختر و پسر بر نگرش دانش آموزان دختر مدارس دوره متوسطه شاهين شهر بود. پژوهش در قالب طرح پژوهشي نيمه آزمايشي از نوع دو گروهي همراه با پيش آزمون، پس آزمون و پيگيري يکماهه انجام گرفت. جامعه آماري کليه دانش آموزان دختر پايه اول و دوم متوسطه شاخه نظري بودند و نمونه گيري به شيوه تصادفي خوشه اي بر مبناي کلاس انجام گرفت. آزمودني ها به طور تصادفي در دو گروه آزمايش و گواه قرار گرفتند. آزمودني هاي گروه آزمايش طي يک دوره شش جلسه اي ۹۰ دقيقه اي مداخلات آموزشي را دريافت کردند و گروه گواه هيچ مداخله اي دريافت نکرد. ابزار مورد استفاده، پرسشنامه محقق ساخته «نگرش نسبت به روابط دختر و پسر» با پنج خرده مقياس و ۴۱ گويه بود که به بررسي نگرش دانش آموزان دختر نسبت به روابط دختر و پسر مي پرداخت. نتايج حاصل از تحليل کوواريانس چند متغيره با کنترل نمرات پيش آزمون نشان داد در مجموع آموزش پيشگيري از روابط آسيب زا باعث ايجاد تغيير نگرش در دانش آموزان در مرحله پس آزمون و پيگيري شده است. همچنين نتايج نشان داد اين آموزش ها در دانش آموزان دختر باعث بهبود نگرش آنها در حيطه هاي «آسيب به زندگي مشترك آينده» و «آسيب به روابط خانوادگي» شده است (P<0.05). اين تغيير در حيطه «آسيبهاي اجتماعي» فقط در مرحله پس آزمون ايجاد شد. همچنين اين مداخله بر نگرش آنان در حيطه هاي «آسيبهاي عاطفي، رواني» و «مشكلات تحصيلي» تاثير معناداري نداشت.