مقاله تاثير آموزش مبتني بر الگوي باورهاي بهداشتي بر ميزان آگاهي و مشارکت افراد در معرض خطر متوسط ابتلا به سرطان کولورکتال که چکیده‌ی آن در زیر آورده شده است، در بهار ۱۳۸۸ در پژوهش در پزشکي از صفحه ۴۷ تا ۵۴ منتشر شده است.
نام: تاثير آموزش مبتني بر الگوي باورهاي بهداشتي بر ميزان آگاهي و مشارکت افراد در معرض خطر متوسط ابتلا به سرطان کولورکتال
این مقاله دارای ۸ صفحه می‌باشد، که برای تهیه‌ی آن می‌توانید بر روی گزینه‌ی خرید مقاله کلیک کنید.
کلمات مرتبط / کلیدی:
مقاله سرطان کولورکتال
مقاله برنامه هاي غربالگري
مقاله ميزان آگاهي
مقاله ميزان مشارکت

نویسنده(ها):
جناب آقای / سرکار خانم: معطري مرضيه
جناب آقای / سرکار خانم: روزي طلب مهين
جناب آقای / سرکار خانم: صابري فيروزي مهدي
جناب آقای / سرکار خانم: زارع نجف
جناب آقای / سرکار خانم: غلام زاده سكينه

چکیده و خلاصه‌ای از مقاله:
سابقه و هدف: ارايه کنندگان مراقبت مي توانند نقش مهمي در آموزش و ايجاد رفتارهاي بهداشتي در مورد عوامل خطر، غربالگري و کشف زودرس سرطان دارند. در اين مطالعه تاثير آموزش کارمندان در معرض خطر متوسط ابتلا به سرطان کولورکتال رسته اداري مراکز وابسته به دانشگاه علوم پزشکي شيراز بر ميزان آگاهي و مشارکت آنان در برنامه هاي غربالگري بررسي شد.
روش بررسي: در اين تحقيق تجربي، در مرحله اول، ابتدا افراد واجد شرايط انتخاب و سپس به طور تصادفي به دو گروه آزمايش و شاهد (هر گروه ۷۸ نفر) تقسيم شدند. اطلاعات جمعيت شناختي، ميزان آگاهي، وضعيت تمايل و موانع موجود براي شرکت در برنامه غربالگري سرطان کولورکتال با دو پرسش نامه مجزا بررسي شد. هم چنين از آنها دعوت شد تا جهت انجام آزمايش خون مخفي در مدفوع به محل تعيين شده مراجعه کنند. در مرحله دوم، برنامه مداخله براي گروه آزمايش به اجرا درآمد و ضمن ارايه يک دفترچه آموزشي، طي ۲ تا ۳ جلسه حضوري آموزش هاي لازم در مورد سرطان کولورکتال و برنامه هاي غربالگري آن داده شد. در مرحله سوم، ميزان آگاهي افراد مورد پژوهش در مورد سرطان با پرسش نامه و ميزان مشارکت آنان براي آزمايش خون مخفي در مدفوع مورد بررسي قرار گرفت.
يافته ها: اکثر افراد شرکت کننده نسبت به انجام آزمايش هاي غربالگري سرطان کولورکتال علاقمند نبودند. بيشترين مانع ذکر شده براي آزمايش خون مخفي و کولونوسکپي به ترتيب کمبود وقت و احساس سالم بودن (فقدان علائم بيماري) بود. ميزان آگاهي گروه آزمايش از ۱٫۲±۴٫۷ در قبل از مداخله به ۱۱٫۲±۱٫۹ در بعد از مداخله رسيد (p<0.001). اين ميزان در گروه شاهد در قبل و بعد مداخله به ترتيب ۱٫۷±۴٫۷ و ۲٫۶±۳٫۸ بود (p<0.001). ميزان مشارکت افراد گروه تجربي چند برابر گروه شاهد بود (p<0.001).
نتيجه گيري: آموزش و تشويق کارکنان به مشارکت در برنامه هاي غربالگري همراه با تمهيداتي جهت رفع موانع درک شده توسط آنان موجب افزايش سطح دانش و مشارکت کارکنان شد. واژگان کليدي: سرطان کولورکتال، برنامه هاي غربالگري، ميزان آگاهي، ميزان مشارکت کارکنان شد.